نویسنده: سیامک قلیزاده
آنقدر پولدار نیستم که جنس ارزان بخرم*
نمیدانم به کدام بخش اقتصاد ایران خرده نگیرم که همهی آن به بیماری مبتلاست، انواع بیماریها. یک بخشی به اصطلاح به بخش خصوصی واگذار شده است، اما در حقیقت باید گفت که از این دست به آن دست شده است. بخشی آنچنان دچار کمبود بودجه است که نفسهای آخر خود را میکشد و باید گفت هر بخشی دچار بیماری خاص و کارویژهی خود است.
داستان واردات نیز نیازی به داستان سرایی و موشکافی ندارد. همه چیز همچون روز گویا است. بازاری مملو از اجناس چینی که ایران را به بازاری مطمئن و بی دردسر برای کالاهای چینی کرده است. لوازم صوتی و تصویری تا لوازم الکترونیکی و فنآوری. اجناسی که همگان به عدم کیفیت مطلوب آن اذعان و باور دارند؛ اما همچنان جنس چینی بی کیفیت را با توجه به قیمت ارزان آن خریداری میکنند تا چند ماه بعد از دوباره همان جنس ارزان قیمت را خریداری کنند و این چرخهی باطل همچنان ادامه دارد. هر چند که خود خریدار به این مساله که با خرید یک جنس گرانقیمت و با کیفیتتر میتواند سود بیشتری در دراز مدت داشته باشد، آگاه است، ما چنین کاری را نمیکند.
تلویزیون ساخته شده در تایوان و چین را خریداری میکند که بعد از اندک زمانی روانه تعمیرگاه میشود. ما در خانهی خود تلویزیون سونی، اصل ژاپن را داریم، بیش از 10 سال است که مثل یک ساعت نو کار میکند، بی هیچ مشکلی.
اما چرا خریداران ایرانی به سمت کالاهای چینی یا در کل بیکیفیت میروند؟ شاید دلیل اول در این باشد که قدرت مالی اکثر مردم در حدی نیست که بتوانند پول زیادی را برای خریدهای گرانقیمت ولو با کیفیت هزینه بکنند.
شاید با پسانداز چند ماه حقوق بتوان دست به چنین کاری زد یا اینکه جنس با کیفیت را به صورت قسطی خریداری کرد. اما هر یک از این دو راه نیز مشکلات و دردسرهای خاص خود را دارند که بسیاری حاضر به چنین ریسکی نیستند. شاید هم برخی دوست دارند سریعاً به خواستهی خود برسند و حاضراند که جنس بیکیفیت را خریداری کنند. شایدها را میتوان به همین صورت ادامه داد.
نگاهی به بازار ایلات متحده میکنیم که این کشور نیز به «بیماری» ورود اجناس بیکیفیت و گاهاً عاری از کیفیت چینی شده است، البته این مشکل محدود به بازار آمریکای شمالی نبوده و در دیگر کشورهای صنعتی دنیا نیز مشاهده شده است و در همین رابطه اقداماتی صورت گرفته است.
از اقداماتی که میتوان در این حوزه برای جلوگیری از کالاهای بیکیفیت و ارزان قیمت چینی کرد افزایش تعرفهی گمرکی است. به نحوی که حداقل این اجناس از محصولات داخل ایران گرانتر تمام شوند تا به صنعت داخلی آسیبی وارد نشود. از سوی دیگر میتوان برای ورود کالاهایی با کیفیت بهتر تعرفههای گمرکی کمتری مد نظر داد.
به همین منظور همچون اتحادیهی اروپا، میتوان استانداردهایی را برای ورود کالاها در نظر گرفت که قطعاً بسیاری از کالاهای چینی مجوز ورود را نخواهند گرفت. البته باید آگاه بود که در این بین تنها مردم یا همان مصرفکنندهی نهایی نیستند که سود خواهند کرد، در بلند مدت نیز صنعت و تولیدیهای کوچک در داخل کشور رونق خواهند گرفت و بالطبع تقاضا برای محصولات داخلی افزایش خواهد یافت. البته نباید مسالهی افزایش کیفیت محصولات داخلی را فراموش کرد و اگر به همین منوال ادامه پیدا کند که بعضاً «چین» دیگری وارد کشور خواهد شد.
دیشب در تلویزیون گزارشی را از خبر یک شبکه ملی دیدم که در خصوص خرید کالا از کشور سعودی بود، گزارشگر سعی داشت نشان دهد که خرید زایران از سرزمین حجاز چندان به صرفه نیست و همان اجناس را میتوان در داخل ایران، ارزانتر و با کیفتی بهتر نیز پیدا کرد. البته تلاش این عزیز را باید ارج نهاد و بنده هم با خرید از این کشورها موافق نیستم، زیراکه این کشورها برای سود بیشتر و کسب ارز بیشتر از خریداران نهایی، همچون بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، روی خوشی به اجناس چینی یا اجناس و کالاهای بیکیفیت نشان دادهاند. که در نهایت خریدار است که متضرر خواهد شد.
در ایران که بیشتر اقتصاد در دست دولت است، دولتمردان باید اندیشهای کنند تا ورود اجناس چینی به داخل ایران کاهش یابد تا خریداران ایرانی مجبور نباشند برای یک جنس چندین بار پول بدهند، چه آن را تعمیر کنند یا آن را مجدداً خریداری کنند.
*ضرب المثلی انگلیسی
نمیدانم به کدام بخش اقتصاد ایران خرده نگیرم که همهی آن به بیماری مبتلاست، انواع بیماریها. یک بخشی به اصطلاح به بخش خصوصی واگذار شده است، اما در حقیقت باید گفت که از این دست به آن دست شده است. بخشی آنچنان دچار کمبود بودجه است که نفسهای آخر خود را میکشد و باید گفت هر بخشی دچار بیماری خاص و کارویژهی خود است.
داستان واردات نیز نیازی به داستان سرایی و موشکافی ندارد. همه چیز همچون روز گویا است. بازاری مملو از اجناس چینی که ایران را به بازاری مطمئن و بی دردسر برای کالاهای چینی کرده است. لوازم صوتی و تصویری تا لوازم الکترونیکی و فنآوری. اجناسی که همگان به عدم کیفیت مطلوب آن اذعان و باور دارند؛ اما همچنان جنس چینی بی کیفیت را با توجه به قیمت ارزان آن خریداری میکنند تا چند ماه بعد از دوباره همان جنس ارزان قیمت را خریداری کنند و این چرخهی باطل همچنان ادامه دارد. هر چند که خود خریدار به این مساله که با خرید یک جنس گرانقیمت و با کیفیتتر میتواند سود بیشتری در دراز مدت داشته باشد، آگاه است، ما چنین کاری را نمیکند.
تلویزیون ساخته شده در تایوان و چین را خریداری میکند که بعد از اندک زمانی روانه تعمیرگاه میشود. ما در خانهی خود تلویزیون سونی، اصل ژاپن را داریم، بیش از 10 سال است که مثل یک ساعت نو کار میکند، بی هیچ مشکلی.
اما چرا خریداران ایرانی به سمت کالاهای چینی یا در کل بیکیفیت میروند؟ شاید دلیل اول در این باشد که قدرت مالی اکثر مردم در حدی نیست که بتوانند پول زیادی را برای خریدهای گرانقیمت ولو با کیفیت هزینه بکنند.
شاید با پسانداز چند ماه حقوق بتوان دست به چنین کاری زد یا اینکه جنس با کیفیت را به صورت قسطی خریداری کرد. اما هر یک از این دو راه نیز مشکلات و دردسرهای خاص خود را دارند که بسیاری حاضر به چنین ریسکی نیستند. شاید هم برخی دوست دارند سریعاً به خواستهی خود برسند و حاضراند که جنس بیکیفیت را خریداری کنند. شایدها را میتوان به همین صورت ادامه داد.
نگاهی به بازار ایلات متحده میکنیم که این کشور نیز به «بیماری» ورود اجناس بیکیفیت و گاهاً عاری از کیفیت چینی شده است، البته این مشکل محدود به بازار آمریکای شمالی نبوده و در دیگر کشورهای صنعتی دنیا نیز مشاهده شده است و در همین رابطه اقداماتی صورت گرفته است.
از اقداماتی که میتوان در این حوزه برای جلوگیری از کالاهای بیکیفیت و ارزان قیمت چینی کرد افزایش تعرفهی گمرکی است. به نحوی که حداقل این اجناس از محصولات داخل ایران گرانتر تمام شوند تا به صنعت داخلی آسیبی وارد نشود. از سوی دیگر میتوان برای ورود کالاهایی با کیفیت بهتر تعرفههای گمرکی کمتری مد نظر داد.
به همین منظور همچون اتحادیهی اروپا، میتوان استانداردهایی را برای ورود کالاها در نظر گرفت که قطعاً بسیاری از کالاهای چینی مجوز ورود را نخواهند گرفت. البته باید آگاه بود که در این بین تنها مردم یا همان مصرفکنندهی نهایی نیستند که سود خواهند کرد، در بلند مدت نیز صنعت و تولیدیهای کوچک در داخل کشور رونق خواهند گرفت و بالطبع تقاضا برای محصولات داخلی افزایش خواهد یافت. البته نباید مسالهی افزایش کیفیت محصولات داخلی را فراموش کرد و اگر به همین منوال ادامه پیدا کند که بعضاً «چین» دیگری وارد کشور خواهد شد.
دیشب در تلویزیون گزارشی را از خبر یک شبکه ملی دیدم که در خصوص خرید کالا از کشور سعودی بود، گزارشگر سعی داشت نشان دهد که خرید زایران از سرزمین حجاز چندان به صرفه نیست و همان اجناس را میتوان در داخل ایران، ارزانتر و با کیفتی بهتر نیز پیدا کرد. البته تلاش این عزیز را باید ارج نهاد و بنده هم با خرید از این کشورها موافق نیستم، زیراکه این کشورها برای سود بیشتر و کسب ارز بیشتر از خریداران نهایی، همچون بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، روی خوشی به اجناس چینی یا اجناس و کالاهای بیکیفیت نشان دادهاند. که در نهایت خریدار است که متضرر خواهد شد.
در ایران که بیشتر اقتصاد در دست دولت است، دولتمردان باید اندیشهای کنند تا ورود اجناس چینی به داخل ایران کاهش یابد تا خریداران ایرانی مجبور نباشند برای یک جنس چندین بار پول بدهند، چه آن را تعمیر کنند یا آن را مجدداً خریداری کنند.
*ضرب المثلی انگلیسی
