| A + A - |
ورود    
 + ثبت نام
ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
افراد آنلاین
6 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مقاله ها)

عضو: 0
مهمان: 6

ادامه...
آمار سایت
آزمون مجازی کارشناسی ارشد


برای شرکت در آزمون به این قسمت مراجعه نمایید . در صورت داشتن هرگونه سوال یا پیشنهاد به بخش انجمن های سایت مراجعه کنید .
مقاله ها :: اندیشه ی سیاسی

حکومت های دماگوژ یا عوام فریب


ریشۀ حکومت های دماگوژ به یونان باستان می رسد. در یونان باستان، یک عده جبار های بودند که از نارضایتی مردم سوء استفاده کرده و قدرت را به دست می گرفتند. این واژه از زبان فرانسه وارد فرهنگ سیاسی شده و در زبان سیاسی جدید، دماگوژ به معنی عوام فریبی و یا استفادۀ نادرست از احساسات وتعصب مردم به نفع طبقه یا گروه خاص می باشد. این سیستم حکومتی بیشتر محصول کشورهای کمتر توسعه یافته می باشد که دگردیسی سیاسی طبیعی خود را طی کرده اند.
نویسنده: علی درزند
«دماگوژی» و «دماگوژیسم» از زبان فرانسه به فارسی وارد شده و در اصل از کلمۀ «دماگوگیا» در زبان یونانی گرفته شده است. در زبان یونانی، دماگوگیا به معنای «رهبری مردم» بوده و در روم باستان نیز به همین معنا به کار می رفته و معنای افتخارآمیز داشته و شخصیت های بزرگ را «دماگوس» یا «رهبر مردم» می نامیده اند. کسانی چون پریکلس، دموستنس و کیکیرو(سیسرو) را به این نام خوانده اند. اما در زبان سیاسی جدید، دماگوژی به معنای عوام فریبی و مردم فریبی به کار می رود، یعنی بهره گیری نادرست از احساسات و تعصب های عامۀ مردم. از این رو «دماگوگ» در زبان سیاسی جدید همردیف با «عوام فریب» و «مردم فریب» است.(1)
دماگوژی یا عوام فریبی، در سیستم سیاسی جدید بیشتر محصول کشورهای توسعه نیافته و به عبارت کمی قدیمی تر کشورهای جهان سوم می باشد. در این نوع جوامع، از آنجا که نهادهای مدنی دگردیسی تاریخی خود را طی نکرده و در مقابل دولت ضعیف هستند و از بسیج اجتماعی لازم برخوردار نیستند و به تبع آن مردم از فرهنگ سیاسی پایین برخودار بوده و علت بیشتر رویدادهای سیاسی و اجتماعی را نمی دانند، بدین خاطر عده ای از دولتمردان از این نقاط ضعف سوء استفاده کرده و مردم را در قالب مطلوب خود هدایت می نمایند. در این نوع حکومت ، دماگوژها با مطرح کردن یک عده از موضوعات خاص مانند مسائل مذهبی، قومی، نژادی و... که با احساسات مردم همبسته هستند، آنها را علیه کانون بخصوصی کانالیزه می نمایند. در زمان معاصر، به علت این که بیشتر دماگوژها از بعد ایدئولوژیک به قضایا نگاه می کنند، دوست دارند آنچه را که خود می پسندند؛ ببینند و نه آنطور که واقعاً هست و در نتیجه می خواهند این دیدگاه نادرست خود را به مردم نیز منتقل نمایند. در این نوع جوامع بیشتر قضایا از عینک ایدئولوژی نگریسته شده و «پیش داوری» سرلوحۀ آن را تشکیل می دهد. عوام فریب ها اگر در مقابل مشکلات داخلی کم بیاورند، برای انحراف افکار عمومی از توجه بدانها، دنبال عامل «خارجی» هستند تا مشکلات را به آن نسبت دهند، بنا بر این «توّهم توطئه» یکی از کارکردهای رایج در این نوع حکومت ها می باشد. اکثر دماگوژها از درک واقعی مشکلات مردم عاجز هستند- زیرا همانطور که گفته شد از جنبۀ ایدئولوژیک به قضایا می نگرند- با این وجود خود را حلّال مشکلات مردم می دانند. آنها میل دارند خود مستقیماً با مردم تماس داشته باشند، بنابراین «روشنفکران» و «نخبگان اجتماعی» را دور زده و سعی دارند آنها را از حرکت های اجتماعی حذف نموده و احیاناً روشنفکران را سپر بلای خود سازند. در «دماگوژیسم» هر حرکتی از بالا به پایین و به حالت «دستوری» صادر می گردد.فرهنگ قالب بندی شده و کاملاً با سیاست آمیخته است، بنابر این از جوشش لازم برخوردار نیست. در این نوع سیستم، حکومتها سعی دارند حتی در امور خصوصی مردم دخالت کرده تا آن را مطابق با الگوی خاص خود در بیاورند. «رهبرپرستی» و «تقدس گرایی» از نمودهای بارز این نوع حکومتها بشمار می رود، بدین خاطر قرابت زیادی با حکومتهای «تمامیت خواه» یا «توتالیتر» دارند. در طول تاریخ اگر بخواهیم مصداق هایی را برای این نوع حکومتها ذکر کرده باشیم، از «جبّاران آتن» گرفته تا حکومتهای پوپولیستیِ «نازیسم» در آلمان، «فاشیسم» در ایتالیا، «کمونیسم» با رویکرد استالینیسم در روسیه، «فالانژیسم» در اسپانیا را می توان ذکر نمود. در عصر فعلی نیز مصداق های زیادی برای این نوع رژیمها می توان یافت، از کاستروئیسم کوبا گرفته تا رهبر پرستی کیم ایل جونگ در کرۀ شمالی و مدل های دیگر در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین.
فرق بین حکومتهای «دماگوژ» و «دموکرات» در این است که در حکومتهای دموکراسی، مردم از اهداف سیاسی و حرکت خود آگاه بوده و برای حفظ این نوع سیستم نیز جانفشانی می کنند و احیاناً حکومتها در مقابل کارکردهای خود مسئول هستند، ولی در دماگوژیسم، مردم برانگیخته می شوند نه این که آگاهانه به دنبال اهداف خاص سیاسی باشند و دولتمردان نیز خود قانون به شمار می آیند. بدین خاطر است که اکثر این نوع حکومتها مثل حباب بوده و عمر زیادی نمی توانند داشته باشند زیرا نمی توان همواره مردم را فریب داد.

پی نوشت:
1- داریوش آشوری، دانشنامۀ سیاسی، (تهران،انتشارات سهروردی و مروارید، 1366)، ص 157.

نویسنده: علی درزند


مقاله قبلی >> بیداری ملل اسلامی -- خاور میانه و منافع استعمار -- باور توانائی نگاهی به دانشگاه مكتب شيعه از دیدگاه حسینی در دهکده جهاني << مقاله بعدی
ترک بک
  • آدرس: http://www.psir.ir/modules/article/view.article.php/c2/67
  • ترک بک: http://www.psir.ir/modules/article/trackback.php/67
API: RSS | RDF | ATOM
Copyright© psair.ir
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه