| A + A - |
ورود    
 + ثبت نام
ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
افراد آنلاین
7 کاربر آن‌لاين است (6 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مقاله ها)

عضو: 0
مهمان: 7

ادامه...
آمار سایت
آزمون مجازی کارشناسی ارشد


برای شرکت در آزمون به این قسمت مراجعه نمایید . در صورت داشتن هرگونه سوال یا پیشنهاد به بخش انجمن های سایت مراجعه کنید .
مقاله ها :: اندیشه ی سیاسی

سیاست خارجی صلح محور امام علی علیه اسلام


در این مقاله سعی شده است که با گرداوری مطالب از نهج البلاغه و تحلیل نگارنده بر اساس آن به این نتیجه برسیم که سیاست امام علی در حوزه خارجی ابتدا بر صلح استوار بوده تا جنگ.
نويسنده : زهرا پوردست


جنگ و صلح در سیاست علوی

اصل همزيستي مسالمت آميز در روابط خارجي از ديدگاه امام علي (ع):
در اين قسمت برآنيم تا با نظري كه به كلام امام علي (ع) در نهج البلاغه، ثابت كنيم كه آنچه از نظر ايشان اولويت اوليه را در روابط دولت اسلامي با سايرين داشته است، صلح و همزيستي مسالمت آميز است. بنابراين مي توان اين فرضيه را مطرح كرد:امام علي (ع) اصل را در روابط سياسي و اجتماعي، صلح مي داند و جنگ را جز در موارد ضرورت جائز نمي نداند»

نشانه های صلح خواهی امام

چه در حوزه داخلي و چه خارجي اصل صلح به عنوان يك هدف دنبال مي شود و امام از رو آوردن به سياست تخاصم و جنگ به شدت اعلام انزجار مي كند. اين امر را در فرمانش به مالك اشتر به خوبي بازگو كند، آن جا كه به او دستور مي دهد تا سياست نظامي اش را به گونه اي سامان بخشد كه كمتر به جنگ و بيشتر به صلح بينديشد: « و از سپاهيان كسي را به كار بگمار كه آزار و شكنجه مردم و جنگ را دوست نمي دارد». (نامه 53)

الف . استقبال از مذاكره در هر شرايط
برخلاف سياستمدار غير ديني كه منافع را معيار جنگ و صلح مي داند، امام علي جز يك معيار براي آن نمي شناسد و آن رضايت خداوند است. جنگ و صلح امام دقيقاً با چنين نگرشي صورت مي گيرد؛ از اين رو امام در هر شرايطي كه اين شرط براي جنگ يا صلح محقق بداند، هر چند به لحاظ شخصي براي او زيانبار باشد، از آن استقبال مي كند. امام علي عليه السلام در همه حال، حتي در شرايط برتري نظامي خود،‌ از كشتار و جنگ و نفرت دارد و از صلح و مذاكره استقبال مي نمايند و چه بسا، با ابزارآلات جنگي بدون سلاح و سر برهنه پاي در ميدان مي گذارد تا بدين ترتيب نيت خيرخواهانه و صلح جويانه اش را براي دشمن اثبات كند. حتي در صورت شعله ور شدن جنگ، رفتار امام و ياران او با دشمنان به گونه اي نبود كه زمينه هاي صلح و گفت و گوي بعدي را از ميان بردارد .
بدين ترتيب تا زماني كه مشكلات از طريق مذاكره و نصيحت قابل حل باشد، امام هيچ دليلي براي جنگيدن نمي بيند و در نتيجه اصل در سياست امام مذاكره و گفت وگوست و تنها زماني امام به سياست جنگي روي مي آورد كه سياست مذاكره و ديپلماسي با بن بست مواجه مي گردد. اين نكته را به وضوح در مورد برخورد امام با خوارج نهروان- به عنوان دشمنان داخلي- مشاهده مي كنيم. امام در برخورد با اين گروه، سياست نصيحت و مذاكره را بر مي گزيند و پس از آن كه خيرخواهي امام در دل تاريك آنان هيچ روزنه اميدي براي اصلاح به وجود نمي آورد، تصميم به جنگ مي گيرد. در موردي ديگر امام در اين زمينه آنقدر تعلل و درنگ مي كند كه از سوي برخي از ياران مورد اعتراض واقع مي شود و امام در پاسخ مي فرمايد: در اين امر (حكميت) آنقدر درنگ كردم تا شخص نادان اطلاع و آگاهي يابد و دانا در كار خود انديشه كند، شايد كه خداوند در مدت اين متاركه جنگ امر اين امت را اصلاح فرمايد. (خطبه 125).

ب . قطع ريشه هاي جنگ
از ديگر نمودهاي سياست صلح خواهانه امام تلاش پيگير براي قطع ريشه ها و از ميان برداشتن ريشه هاي جنگ و دشمني است. شايد قابل انكار نباشد كه ترس از نابودي، برخورد انتقام جويانه و تحقير مردم شكست خورده و مغلوب،‌ عواملي است كه زمينه هاي جنگ را فراهم مي سازد. عوامل ياد شده شروط لازم جنگ ها و خصومت هاست كه با همراه شدن شرط كافي، كه همانا فراهم شدن شرايط مساعد و توانمندي براي آغاز جنگ است، آتش ويرانگر جنگ را مشتعل خواهد ساخت.
امام علي با درايت و درك عميق از انسان و جامعه، سياست صلح گرايي خويش را تنها در بعد نصايح و وعظ هاي سياسي محدود نساخت، بلكه همواره براي قطع ريشه ها و از ميان برداشتن عوامل جنگ زا و نزاع برانگيز همت مي گمارد.
امام براي زدودن ترس از دشمن و جلب اعتماد آنان علاوه بر اعلام امان دادن به دشمنان، كشتار غير نظاميان، زنان، اطفال و سالخوردگان را به شدت محكوم مي كند. در مواردي امام ماهيت سياست غير جنگي خويش را بازگو كرده و از قتل و كشتار اظهارات نفرت مي كند. در اين زمينه «شخصي از امام سؤال مي كند كه قوم ما در بصره بر اين باورند كه اگر سپاه شما بر آنان مسلط شود، مردان را مي كشند و زنان را به كنيزي مي گيرند. امام در پاسخ چنين برخوردي را نفي كرد و به او اطمينان خاطر مي بخشد». همچنين در جريان جنگ جمل امام علي براي اين كه تلقي انتقام جويانه را از ذهن دشمن محو سازد به آنان امان مي دهند.
برخي از آنچه امام به عنوان آداب جنگ بيان مي كند، كاملاً ناظر به همين نكته است. نهي از مبارزه طلبي، پرهيز از انتقام گيري و منع از ناسزاگويي، علاوه بر اين كه بيانگر خصايص انساني سپاه امام است، با پيامدها و تبعات عيني نيز همراه مي باشد. در جامعه اي كه سطح فكري و بينش سياسي بالايي وجود ندارد و هنوز رگه هاي فرهنگ جاهلي ديده مي شود مبارزه طلبي و دعوت به جنگ مي تواند تحريك برانگيز باشد و آتش جنگ را شعله ور سازد. در چنين جامعه اي سياست انتقام جويي با تحريك دشمن به جنگ مي انجامد؛ از اين رو امام شديداً ياران خود را از اين امور باز مي دارد.

.جنگ در كلام و سياست امام علي (ع):
همانطور كه ذكر آن رفت، اصل در سياست خارجي امام علي (ع) بر صلح و همزيستي مسالمت آميز است و امام بارها با وجود امكان آغازگري و پيروزي حتمي در جنگ، به اين امر اقدام نكردند. ولي اين مسأله بدان معنا نيست كه امام هيچ گاه در جنگي شركت نكرده اند يا برنامه و اصولي براي جنگها نداشته اند.
امام علي (ع) با تمام تلاش كه براي عدم وقوع جنگ صورت مي دادند ولي وقتي كه تمام راه ها را آزموده و به اين نتيجه مي رسيدند كه هيچ راهي براي حاكم كردن اسلام و تحقق آن نيست، يا در شرايطي كه مورد حمله و هجوم قرار مي گرفتند نه تنها جنگ را رد نمي كردند كه حتي آن را واجب و فرمان جهاد مي دادند و تا پيروزي حتمي دست از جهاد بر نمي داشتند.
و در موارد بسياري در نهج البلاغه شاهديم كه حضرت كوفيان را نكوهش مي كنند كه چرا به جهاد بر نمي خيزند یا در مواردی می بینیم که ایشان بر حرمت فرار از جنگ تاکید می کنند.
به عنوان مثال حضرت علي (ع) در شرايطي اقدام به جنگ با معاويه مي كنند كه بارها براي او نامه نوشته اند و به طرق مختلف و با عناوين گوناگون وي را به راه مستقيم دعوت كردند. (نامه 55)و از او خواستند كه بيعت كند (نامه 75) و در نهايت با مسدود شدن تمام راه ها جنگ صفين رخ مي دهد. امام در نامه اي به عبدالرحمن جبلي فرستاده اش به سوي معاويه مي نويسد:
پس از نام خدا و درود هنگامي كه نام ام به دستت رسيد، معاويه را به يكسره كردن كار وادار كن و با او برخوردي قاطع داشته باش. سپس او را آزاد بگذار:‌ در پذيرفتن جنگي كه مردم را از خانه ها بيرون مي ريزد يا تسليم شدن خوار كننده. پس اگر جنگ را برگزيد امان نامه ي او را بر زمين كوب و اگر صلح خواست از او بيعت بگير. (نامه 8).
در اين مجال اندك، نگاهي كوتاه داريم به برخي سياست ها و برنامه ها ي حضرت در جنگ ها:

الف- ضرورت جنگ و جهاد و تشويق به آن:

- حضرت در بخشي از خطبه ي 27 در نكوهش كوفيان از نافرماني آنها از امام در تهاجم معاويه به شهر انبار و عدم مبارزه ي مردم كوفه مي فرمايند:
زشت باد روي شما و از اندوه رهايي نيابيد كه آماج تير بلا شديد، به شما حمله مي كنند، شما حمله نمي كنيد؟ با شما مي جنگند، شما نمي جنگيد؟ اين گونه معصيت خدا مي شود و شما رضايت مي دهيد؟ وقتي در تابستان فرمان حركت به سوي دشمن مي دهم مي گوييد هوا گرم است، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد و آنگاه كه در زمستان فرمان جنگ مي دهم مي گوييد هوا خيلي سرد است بگذار سرما برود. همه ي اين بهانه ها براي فرار از سرما و گرما بود؟ وقتي شما از گرما و سرما فرار مي كنيد، به خدا سوگند كه از شمشير بيشتر گريزانند.
(خطبه 27، ص 77).
- همچنين حضرت امام علي (ع) در خطبه ي 24 خود در شهر كوفه در ضرورت آمادگي براي جهاد فرمودند:
- سوگند به جان خودم، در مبارزه با مخالفان حق و آنان كه در گمراهي و فساد غوطه ورند يك لحظه مدارا و سستي نمي كنم. پس اي بندگان خدا از خدا بترسيد و از خدا به سوي خدا فرار كنيد و از راهي كه براي شما گشوده برويد و وظايف و مقرراتي كه براي شما تعيين كرده به پا داريد اگر چنين باشيد، علي ضامن پيروزي شما در آينده مي باشد، گر چه هم اكنون به دست نياوريد. (خطبة 24، ص 71).

ب- اعلان مواضع قاطعانه و هدف امام در جنگ:
امام علي (ع) اقدام به جنگ نمي كردند مگر در مواردي كه حفظ دين و اسلام در اين مسأله باشد بنابراين بديهي است كه هدف امام در جنگ خالصانه براي خداست و از اين روست كه آن را دستور مي دهد:
خدايا قلبها به سوي تو روان شده، و گردن ها به درگاه تو كشيده و ديده ها به آستان تو نگران و گام ها در راه تو در حركت و بدن ها در خدمت تو لاغر شده است. (نامه 15، ص 495).
امام در پاسخ به برادر خود عقيل درباره ي كوچ دادن لشكر به سوي دشمن در سال 39 هجري نوشتند:
... همانا براي من پيكار با پيمان شكنان است تا آ‌نگاه كه خدا را ملاقات كنم نه فراواني مردم مرا توانمند مي كنند و نه پراكندگي آنان را هراسناك مي سازد، هرگز گمان نكني كه فرزند پدرت، اگر مردم او را رها كنند، خود را زار و فروتن خواهد داشت، يا در برابر ستم سست مي شود يا مهار اختيار خود را به دست هر كسي مي سپارد ... (نامه ي 36، ص 543).

ج- پرهيز از سستي و تنبلي در جنگ و كوتاهي در نبرد:

در اين باره امام علي (ع) در تشويق ياران به جنگ صفين مي فرمايند:
به خدا سوگند اگر از شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت سالم نمي مانيد، شما بزرگان عرب و شرافتمندان برجسته ايد، در فرار از جنگ، خشم و غضب الهي و ذلت هميشگي و ننگ جاويدان قرار دارد.
فرار كننده بر عمر خود نمي افزايد و بين خود و روز مرگش مانعي ايجاد نخواهد كرد. كيست كه شتابان و با نشاط با جهاد خويش به سوي خدا حركت كند؟ (خطبه 124، ص 237).
همچنين در خطبه ي 123 در هشدار از كوتاهي در نبرد مي فرمايند:
گويي شما را در برخي از حمله ها، در حال فرار، ناله كنان چون گلسراي از سوسمار مي نگرم، كه نه حقي را باز پس مي گيرد و نه ستمي را باز مي داريد، اينك اين شما و اين راه گشوده، نجات براي كسي است كه خود را به ميدان افكنده به مبارزه ادامه دهد و هلاكت از آن كسي است كه سستي ورزد. (خطبه 123، ص 235).

نتیجه گیری:
با وجود فضاي تنش زاي صدر اسلام،‌گفتار پيشوايان معصوم (ع) بيش از آنکه كه در صدد تدوين استراتژي جنگي برآيد، بيشتر به اشاعه انديشه صلح خواهي و تبيين راهكارهاي عملي تحقق و ايجاد صلح در جامعه اسلامي اهتمام نشان مي دهد. توصيه هاي مكرر امام علي به اصحاب، ياران و فرماندهانش به خوبي اين نكته را بازگو مي كند كه سياست صلح خواهي امام نه يك سياست مقطعي و گذرا و نه يك تاكتيك سياسي براي غلبه يافتن بر رقيب، بلكه اين سياست يك جهت گيري بنيادين و يك سياست استراتژيكي در خط مشي سياسي امام است كه جز در مواقع ضرورت، نمي توان آن را ناديده گرفت؛ بنابراين مشرب سياسي امام علي بر صلح استوار بوده و «امام صلح را دوست مي دارد و به آن امر مي كند و از جنگ بيزار است و از آن نهي مي كند و به آن روي نمي‌آورد مگر آن كه جنگ به سراغ او آيد و اصرار بورزد و مهرباني و نيكي در جلوگيري از آن كارگر نشود». امام عليه السلام آن چنان به برقراري صلح اهتمام نشان مي دهد كه حتي در بدترين حالت و زماني كه برقراري صلح ممكن است با پيامدهاي زيانبار و ناگواري همراه باشد، بر پذيرش صلح و استقرار آن توصيه مي كند. (بدترين صلح، صلحي است كه از سوي دشمن مطرح شود).

منبع:
نهج البلاغه محمد دشتي، قم، انتشارات مشهور، بهار 80.



مقاله قبلی >> تاثير انديشه هاي اصلاحي شهيد مطهري بر جنبش انقلابي ايران نظام ولایت فقیه مطابق با دموکراسی اسلامی یا دیکتاتوری؟ << مقاله بعدی
ترک بک
  • آدرس: http://www.psir.ir/modules/article/view.article.php/c2/43
  • ترک بک: http://www.psir.ir/modules/article/trackback.php/43
API: RSS | RDF | ATOM
Copyright© psair.ir
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه