بازتاب انقلاب اسلامی در آفریقا (مطالعه موردی "مصر ")//ام کلثوم یاری اصطهباناتی
مقدمه:
با بررسی تاریخ سیاسی و تحولات مربوط به ملل و جوامع مختلف جهان ، همواره شاهد بوده ایم که در میان رویدادهای مختلف ، وقوع انقلاب ها با ویژگی و ابعاد متفاوتی که شاکله کلی آنها را معرفی می کنند، توجه بسیاری از متفکران را به خود جلب کرده ست. در میان رویدادهای سیاسی و اجتماعی ، انقلابها با شرایط زمانی و مکانی و ماهیت و ابعاد مختلف خود از لحاظ تاثیر و تاثراتی که بر رویدادهای دیگر دارند حائز اهمیت هستند.وقوع انقلاب اسلامی نیز نمونه ای از همین رویداد هاست که پیامد ها و بازتاب آن علاوه بر سطح داخلی در سطح منطقه نیز قابل توجه است. مسلما ً هر انقلابی با شعارها و اهدافی همراه است که در قالب ایدئولوژی واحد اقدام به بسیج همگانی در راستای تحقق آن اهداف می گردد.ایدئولوژی مردم و رهبرانشان در وقوع انقلاب اسلامی ایران ، همان اسلام بود.انقلاب اسلامی در شرایطی به وقوع پیوست که در نظام بین الملل ابرقدرتهای جهانی شرق و غرب با نفوذ بر جوامع از طریق فرهنگ غربی در قالب جدایی دین از سیاست همواره به دنبال یافتن راه حلی جهت تامین اهداف و منافع خود و تخلیه بار منفی ناشی از قدرت روزشمار خود بوده اند.با وقوع انقلاب اسلامی در ایران همواره سایر جوامع در گوشه و کنار جهان از جمله کشورهای آسیای جنوب شرقی، منطقه خاورمیانه و آفریقا پذیرای شعارهای نوین و اسلامی آن شدند.صدور انقلاب اسلامی و بازتاب و تاثیر گسترده این انقلاب در چنین جوامعی در حالی بود که بسیاری از مردمان این جوامع به خاطر تبعیض نژادی و تحقیری که از سوی کشورهای سرمایه داری و استعمارگران نسبت به آنها اعمال می شد،منتظر یک جهش در گوشه ای ازجهان برای حرکت به سوی آرمانهای انسانی و بشری خود بودند.طبق بررسیهایی که نویسندگان مختلف در زمینه بازتاب انقلاب اسلامی در سایر کشورها به عمل آورده اند به نظر می رسد که منطقه آفریقا به ویژه کشور مصر، تاثیر گسترده ای از این انقلاب پذیرفته اند. در کشور مصر مواردی چون برجسته شدن بعد اسلامی حرکتهای مردمی و جنبشهای اجتماعی آن و بازگشت به اسلام در جامعه صورت گرفت. در عین حال با بررسی های تحلیلی می توان واکنش منفی از سوی حکومت و جامعه مصر در برخی موارد مشاهده کرد.آنچه که نگارنده مقاله حاضر در صدد پاسخگویی به آن است، این است که بازتاب انقلاب اسلامی در مصر در چه زمینه ای صورت گرفته است؟
در راستای پاسخ به این سوال این فرضیه مطرح گردیده است که با انقلاب اسلامی ایران در جامعه مصر نوعی بازگشت به اسلام و سنتهای اصیل بازمانده ی گذشته صورت گرفته است .
انقلاب اسلامی و نظریه ها :
با نگاهی به تاریخ گذشته ایران در می یابیم که طی دو قرن اخیر تنها سه تن از سلاطین به مرگ طبیعی درگذشته اند و بقیه یا به قتل رسیده و یا در تبعبد مرده اند.این امر را این گونه می توان بررسی کرد که انقلاب به صورت مطلوب و ایده آل در زمان ومکانی شانس موفقیت خواهد داشت که شرایط دوقطبی بر جامعه حکمفرما باشد . شرایطی که در آن گروههای اجتماعی از سیستم سیاسی حاکم جدا شده و در مقابل آن می ایستند.چنین جامعه ای با نوعی ثنویت قدرت مواجه می شود.بنابراین رابطه موجود میان دو قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی منبع اصلی تعارض را مشخص می کند.اگر این رابطه از نوع رابطه تخاصم و نارضایتی باشد زمینه انقلاب را فراهم می سازد.در تاریخ ملاحظه می شود که نارضایتی از سلاطین همواره موجب اعتراض ها و خشونتها و بعضا ً انقلابها گردیده است.به عنوان مثال در مورد انقلاب اسلامی ایران برخی از عوامل نارضایتی اجتماعی که زمینه را برای انقلاب اسلامی ایران فراهم کرد عبارت است از :
◄بی توجهی به ارزشهای مذهبی
◄ بی تفاوتی در قبال خواسته های رهبران مذهبی
◄ آزادی و بی بند و باری زیاد از حد
◄ رواج فحشا و فساد
◄ عدم مراعات عفت عمومی
زمانی جامعه دچار انقلاب می شود که عدم تعادل شدید در جامعه به وجود آید و این عنصر تمام توده مردم را فراگیرد و همه از حکومت ناراضی باشند.بنابراین نمودار فرآیند وقوع انقلاب چنین است:
نارضایتی + پرخاشگری ← عصیان مردم + درخواست انقلاب ←وقوع انقلاب
از دیدگاه شهید مطهری انقلاب عبارت است از طغیان و عصیان مردم یک جامعه و یا یک سرزمین ، علیه نظم حاکم موجود برای ایجاد نظم مطلوب.عناصر این تعریف عبارت است از :
◄ نارضایتی از وضع موجود
◄تقاضای وضع مطلوب
◄حس پرخاشگری و روحیه طرد و ظلم
زمینه های انقلاب اسلامی ایران :
اوضاع سیاسی :
ویژگی خاص دوران انقلاب عبارت بود از وابستگی و استبداد رژیم شاه ، این ویژگی موجب اختناق شدیدی گشته و کشتارهای دسته جمعی و شکنجه هایی وحشتناک را به بار می آورد.همچنین موجب چپاول گریهای خارجی و داخلی و بالاخره حمایت شاه از رژیم اشغال گر اسرائیل در فلسطین می گشت . در رژیم پهلوی قدرت تنها از طریق شاه در کشور اعمال می شد ودر ارتباط با دیگر نهادها و سازمانها در حقیقت به جای قانونمند شدن و سازمان یافتن قدرت در شخص شاه متمرکز است.
اوضاع فرهنگی مذهبی :
با اوج گسترش فرهنگ مبتذل غربی این فرهنگ از طریق شیوه ها و ابزارهای گوناگون از جمله رسانه ها ، کشف حجاب و گسترش مراکز فساد ، سعی در تخریب قوه تفکر مردم ایران به ویزه قشر جوان می کرد.از سوی دیگر با ترویج خودباختگی و جدا کردن روحانیت از ملت و جدایی میان قشر مذهبی و تحصیل کرده سعی در دور کردن اسلام از برنامه زندگی مردم ایران و جای گزینی آ ن توسط فرهنگ غربی داشت.مجموعه عوامل فوق باعث انحراف اذهان از مسائل واقعی گشته ، اما رهبران انقلاب با همکاری مردم مذهبی و دیندار با این عوامل به مبارزه پرداختند و انقلاب را به وجود آوردند.
اوضاع اقتصادی :
از لحاظ اقتصادی نیز وابستگی شدید اقتصادی ویژگی دیگری از اوضاع در شرایط دوران قبل از انقلاب در ایران بود، اصلاحات ارضی شاه و برنامه های سه گانه اقتصادی شاه موجب خرابی اقتصاد و به ویژه تخریب کشاورزی گردید.خرابیهای اقتصاد وابستگی را به همراه داشت و این امر زمینه دیگری را برای ضرورت انقلاب مهیا می ساخت.
دیدگاه متفکران در مورد بازتاب انقلاب اسلامی ایران در مصر :
باری روبین در کتاب اصول گرایی اسلامی در سیاست مصر معتقد است که وجود اسرائیل و جنگهای مربوط به آن مهم ترین فرصت و تهدید برای جنبش اسلامی مصر بوده است و انقلاب اسلامی ایران نیز مبتنی بر زمینه فوق در مصر اثرگذار بوده است.وی ابراز می کند که پیروزی انقلاب اسلامی چالش مدرنیزم را تشدید کرد و در عین حال شیعی بودن انقلاب ایران از موانع تاثیرگذاری آن بوده است.
خالد عبدالحمید نیز در رساله فوق لیسانس علوم سیاسی خود از دانشگاه قاهره با عنوان " انقلاب ایران و مشروعیت نظام های عربی"نظریه خود را مطرح می کند.وی معتقد است که : در کشورها و نظام های سیاسی عربی ،برای انهدام الگوی حکومتی ، انقلاب ایران به علت هماهنگی با تاریخ و فرهنگ سیاسی منطقه در ساخت و ایجاد مشروعیت حکومت ، از دیگر مکاتب و گرایشهای فکری فعال تر بود. بدین جهت تاثیر آن بر حرکتها و دگرگونی اجتماعی منطقه از جمله کشور مصر قوی تر بود.در عین حال الگوی حکومتی جدید ایران که براساس ایدئولوژی و انقلابی گری استوار است به سبب محیط ناهمساز منطقه ای و بین المللی و به علت استراتژی و اوضاع داخلی انقلاب نتوانست به گستره مورد نظر دست یابد.
انقلابهایی که در جهان به وجود آمده دو گونه است: 1- انقلابهای الهی 2- انقلابهای مادی
انقلابهای الهی با انگیزه خداخواهی شروع می شود و هدف آنها حاکمیت مطلق خداوند بر جامعه می باشد. و علت اصلی آنها «خواست خدا و خداخواهی انسانها» است.انقلابهای مادی نیز با انگیزه رفاه مادی برای فرد، گروه، طبقه یا جامعه می باشد که مقصد آنان رسیدن به حاکمیت و قدرت است و هدف اساسی این گونه انقلابها مادیات و خواستها و آرمانهای مادی است.
انقلاب اسلامی ایران انقلابی الهی است که هدف اساسی آن «خواست خداوند و خداخواهی انسانها» می باشد. بنابراین می توان گفت که انقلاب پیامبر صلی الله علیه وآله در جهت تحقق خواست پروردگار بوده که سایر انقلابهای اسلامی اصالتی نیز بر اساس اراده خداوند دارند از آن جمله است انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی قدس سره به لحاظ موضوع توجه به علت اساسی و علل فرعی حرکتهای انقلابی.
امام خمینی قدس سره بر این باور بود که ، تاریخ نگار باید اهداف و انگیزه ها و علل قیامها و حرکتها را برای آیندگان ثبت و ضبط نماید. وی در خصوص تبیین اهداف انقلاب اسلامی که از حوزه علمیه قم، به رهبری ایشان و روحانیت آغاز گردید و دارای اهداف کاملا اسلامی بود، از تاریخ نگاران می خواهد که تمام سعی خود را به کار گیرند از این رو می فرماید:
«سعی و تلاش کنید، تا هدف قیام مردم را مشخص کنید. شما باید نشان دهید که چگونه مردم علیه ظلم، ستم، بیداد، تحجر، و واپسگرایی قیام کردند. و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه داری، اسلام التقاط، و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند».
همان گونه که می دانیم انقلاب به معنای «زیر و رو شدن » ، «واگردیدن » و «برگشتن » در سده هفدهم به عنوان یک اصطلاح شایع و مقبول در حوزه سیاسی مطرح می شود که معنای اصطلاحی آن «واژگونی تمام عیار حکومت و یا دولت و جایگزینی حاکم و یا دولت جدید از طریق خشونت » می باشد . اگرچه این مفهوم در طی زمان از ظرافت و ابعاد تئوریک تازه ای برخوردار شده است - به گونه ای که امروز با طیف وسیع و متنوعی از تئوری های انقلاب مواجه ایم اما در مقام ارزیابی باید اعتراف کرد که همه اینها از تبیین جامع انقلاب اسلامی عاجزند . چرا که مقوله انقلاب در بینش اسلامی تعریفی به خصوص دارد که با تعاریف مشابه از حیث محتوا متفاوت است . کلمه «انقلاب » اگرچه در گفتمان اسلامی به معنای سیاسی اش نیامده، ولی اصطلاح «امر به معروف و نهی از منکر» به طور واضح و آشکاری بر این معنا دلالت دارد . این اصطلاح شامل تمامی اشکال و صور تغییر اجتماعی از اصلاح گرفته تا انقلاب می شود و دارای سه مؤلفه اساسی است:
نخست: بعد آرمانی انقلاب که به انگیزه متعالی «امر به معروف و نهی از منکر» باز می گردد . بر این اساس تنها آرمان مشروع برای اقدام به انقلاب «به سامان کردن امور جامعه متناسب با سیره و ارزش های نبوی » است و اگر این بعد معنوی از انقلاب ستانده شود، دیگر انقلاب، اسلامی نیست .
دوم: بعد مادی انقلاب، که به شکل تعارض انقلابی ها با حکام ستمگر متجلی شده و در اصطلاح رایج از آن به خشونت یاد می شود .
سوم: بعد معرفتی انقلاب است که به «آگاهی توده های انقلابی » برمی گردد . توضیح آن که امر به معروف و نهی از منکر باید با آگاهی در این راه گام بردارد و اگر به مقتضای آگاهی کاذب و یا جهل خود دست به حرکتی بزند، دیگر نمی توان آن را «انقلاب اسلامی » قلمداد کرد .
با توجه به آن چه گفته شد، می توان «انقلاب » را این گونه تعریف کرد:
انقلاب عبارت است از «امر به معروف و نهی از منکری که توسط مردمی آگاه، متحول و شعور یافته با انتخاب و اختیار، به طور همزمان و جمعی در مقابل سلطان یا پادشاه و هیات حاکمه ستمگر، طی مراحلی خاص برای تغییر در ساخت ها، نهادها، ارزش های مسلط و به تعبیری بهتر، احیای سنت های رسول خدا و اماته بدعت ها، تحریفات و منکرات، تحت رهبری فردی واجد شرایط به طریقی خشونت آمیز، صورت می گیرد» .
اهمیت ایدئولوژی در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر سایر کشورها :
اساسا ً انقلاب های ایدئولوژیک با بهره گیری از خصیصه جهانی شدن ایدئولوژی در پی همه گیر شدن و گسترش خویش هستند.انقلابها از بعد ایدئولوژی دو دسته هستند:1 – انقلاب ها با ایدئولوژی ملی که طی آن انقلاب دارای نفوذ در درون مرزهای ملی خود است. 2- انقلابها با ایدئولوژی فراملی که انقلاب دارای قابلیت لازم در جهت تبیین و ضع موجود در سایر سرزمینهاست .ماهیت انقلاب اسلامی ایران نیز با وجود ایدئولوژی اسلامی از همان آغاز آن را به یک ایدئولوژی فراملی تبدیل ساخته بود. مواد اولیه ایدئولوژی مبتنی بر اسلام ، انقلاب ایران در کلیه سرزمینهای اسلامی یافت می شد و به آنها در شرایطی مشابه شرایط ایران به سر می بردند.اولین خصیصه مهم ایدئولوژی انقلاب ایران ماهیت دینی و اسلامی آن در مقابل تفکرمادی گرایانه غربی و شرقی بود.در بحث بازتاب انقلاب اسلامی در بعد فراملی آن باید به مساله صدور انقلاب توجه کرد که طرح این موضوع از سوی رهبران انقلاب اسلامی ایران در روزهای آغازین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، بیشترین اصطکاک را با غرب و حکومت های وابسته در جوامع اسلامی ایجاد کرد.علاوه بر این در آستانه وقوع انقلاب اسلامی با وقوف به محتوای دعوت حضرت امام خمینی (ره)مبنی بر گذار از دو جریان تاریخی " تحجر" و" تحجد" که قرنها کشور را دستخوش استبداد کرده بود، به صفوف فشرده مخالفین این دودمان مبدل گشتند.
اهداف مربوط به اقدام رهبران انقلاب اسلامی ایران در صدور دستاوردهای انقلاب :
◄الگو سازی ازطریق دو شیوه که شامل:
1- اسلامی کردن نظام 2- بازسازی اقتصادی و اجتماعی که در جهت اثبات توانمندی نظام اسلامی است.
◄حمایت از جنبشهای آزادی خواه که از طریق توسعه روابط با آن جنبشها و پیوند جهان اسلام با آن، در این زمینه از آثار انقلاب اسلامی فعالیت نهضتهای اسلامی جدید و افت جدید نهضتهای ناسیونالیستی و سوسیالیستی بود.
◄تبلیغ وآگاه سازی که از طریق فرستادن سفیر و مامورین سیاسی به سایر کشورهاست.
◄آموزش از طریق فرستادن علما و ایجاد گردهماییها و تلاش متخصصین داخلی وخارجی در راستای ارائه راهبردهای صدور گسترده تر همراه با آثار مثبت انقلاب.
بر این اساس در نظر رهبران جمهوری اسلامی ایران صدور دستاوردهای این انقلاب (انقلاب اسلامی )وجود داشته و دارد.گسترش بعد اسلامی انقلاب و تخقق الگوها و آرمانهای اسلامی و دینی در میان کشورهای منطقه از طریق آموزش تبلیغ و آگاه سازی که عمده ترین راه های رسیدن به این اهداف کلان است ، می باشد.
زمینه های تاثیر انقلاب در آفریقا :
از عواملی که زمینه ساز تاثیر انقلاب اسلامی در منطقه آفریقا گردید شامل :
◄فتوای امام خمینی (ره) در باره سلمان رشدی
◄ شیوه های خاص انقلاب با طرح شعارهای خاص و محتوای دین
◄پس از جنگ جهانی دوم و با رواج جنبشهای استقلال طلبانه در آفریقا مردم این قاره برای هویت یا بی دینی اسلام را عامل مهم هویت بخشی خود می دانستند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر اسلام سیاسی ، به تدریج این ایده را به دلیل افکار آرمان گرایانه و طرح ارزشهای جدید در عرصه بین الملل ، در تقابل با غرب و شرق قرار گرفته و منافع غالب کشورها را نیز به خطر انداخت.علی رغم فشارهای شدید قدرتهای بین المللی و سایر دولتها در مقابل این انقلاب ، اما انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)توانست با تکیه بر تفکر اسلام سیاسی ، نقش اسلام و مسلمانان را در عرصه های مختلف برجسته ساخته و عنصر هویت اسلامی را به عنوان واقعیتی پیشرفته در برابر هویت جهان شمول غرب قرار دهد.
انقلاب اسلامی ایران و مصر :
مصر از لحاظ تاریخ ،فرهنگ و جغرافیا در جهان عرب مرکزیتی خاص دارد.جنبش اخوان المسلمین مصر و ناصریسم و ناسیونالیسم عربی ، دو جریان شاخص این کشور هستند.پس از سقوط پادشاهی ملک فاروق در مصر پدیده متناقض و تظاهر به دین داری و سرکوب دینداران یکی از مشخصات سیاسی و فرهنگی زمامداران مصر شد.جنبش های اسلامی مصر پس از انقلاب اسلامی ایران از این که ایران خواهان عقب نشینی اسرائیل از تمامی خاک فلسطین اشغالی بود، استقبال کردند.
عقاید و احکام اسلامی و نیز تجربیات تاریخی و عملی 1400 ساله به خصوص صدر اسلام شاخصهائی برای یک نظام اجتماعی و سیاسی ارائه می نماید (جامعه مطلوب) که همواره مسلمانان آنرا به عنوان ملاکی برای ارزیابی «جامعه موجود» به کار می برند. زمانی که دولتهای مستقر در بلاد اسلامی نتواند کار آمدی قابل قبولی برای اداره کشورشان نشان دهند، «شاخصهای وضع مطلوب اسلامی » زمینه بیشتری برای جلب توجه مردم پیدا می کنند و امت مسلمان با مقایسه وضع موجودشان یا «با وضع مطلوب اسلامی » حکم بر بدی و خرابی جامعه و نظام موجود داده و در حد توان برای تغییر و تحول قدم پیش می نهند.
پتانسیل های جامعه مصر در تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی :
از ویژگیهای جامعه مصر شایستگی مردم این کشور در هم فکری جنبشهای اسلامی است که با وجود دانشگاه الازهر که به مرکزآموزش کادرهای اسلامی و اعزام مبلغان مذهبی اقدام می کن،د نقش مهمی داشت.ملت مصر از نظر مذهب تاحدی به شیعیان ایران نزدیک بودند.انقلاب اسلامی هم در زمانی رخ داد که در جامعه مصر نوعی بازگشت به اسلام شکل گرفته بود و این بازگشت به دنبال شکست مصر از اسرائیل آغاز شد و ملت مصر آماده پذیرش هرگونه افکار انقلابی از نوع اسلامی شد.حتی به گونه ای مردم به دنبال آن بودند که همانند آنچه در ایران رخ داده است در مصر هم رخ می دهد.برخورد جامعه مصر با انقلاب اسلامی برخوردی مثبت بود.در عین حال در برخی موارد برای تحقیر انقلاب ایران از لفظ احیای نهضت شعوبیه توسط یک کشور عجم استفاده می کردند.اکثر جامعه مصر انقلاب ایران را انقلابی خوب و متناسب با آمال مردم آن سرزمین می دانند.بر این اساس آنچه جامعه مصر رابه سمت انقلاب اسلامی ایران و دستاوردهای آن که می توانست بعد جهانی بیابد ، علاقه مند می کرد محتوای تحول آفرین و دگرگون ساز این انقلاب در واژگونی حکومت استبدادی زمان و کوتاه کردن دست ابرقدرتهای شرق و غرب از تسلط بر سرنوشت مردم ایران بود.
وقوع انقلاب اسلامی در ایران و بازگشت به اسلام در مصر :
در سالهای 7- 1976، مردم و نخبگان با مقایسه وضع موجود شاهنشاهی با وضع مطلوب اسلامی به این قضاوت رسیده بودند که این وضعیت بد و فاسد است و ادامه آن آسیبهای شدیدتر و جدی تری در پی خواهد داشت.پس به طور طبیعی، این سؤال مطرح بود که چه باید کرد؟ در اینجا از درون آموزه های دینی این پاسخ به دست می آمد: برای تغییر وضع موجود شاهنشاهی باید قیام و اعتراض نمود تا جامعه مطلوب قابل حصول باشد.
آیت الله خمینی به عنوان یک مرجع و کارشناس عالی مقام اسلامی این معنا را در درسهای ولایت فقیه که در زمان تبعیدش در نجف تدریس نموده بود با این شرح بیان کرده است: ، شرع و حق حکم می کند که باید نگذاریم وضع حکومتها به همین صورت ضد اسلامی یا غیر اسلامی ادامه پیدا کند.دلائل این کار واضح است، چون برقراری نظام سیاسی غیر اسلامی به معنی بی اجرا ماندن نظام سیاسی اسلام است...ما چاره ای نداریم، جز اینکه دستگاه حکومتی فاسد و فاسدکننده را از بین ببریم و هیات حاکمه خائن و فاسد و ظالم و جائر را سرنگون کنیم.این وظیفه ای است که همه مسلمانان دریکایک کشورهای اسلامی باید انجام دهند و انقلاب سیاسی اسلامی را به پیروزی برسانند.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)به ملل تحت ستم جهان نشان داد که می توان با توکل به خدا استقامت و پایداری مردم و عدم وابستگی به مکاتب شرق و غرب و تکیه بر مکتب رهایی بخش اسلام ، بر قوی ترین رژیم های وابسته به استکبار نیز پیروز شد.این پیروزی شوق و اشتیاق عجیبی در بین ملل تحت ستم ، نهضتهای آزادی بخش و تمام آزادی خواهان به وجود آورد و در بیداری ، امید و اعتماد به نفس مسلمانان نقش به سزایی ایفا کرد. در طی سالهایی که رویدادهایی در ایران اتفاق می افتاد و می رفت که انقلاب اسلامی تحقق یابد این انقلاب عواطف بخشی وسیع از نیروهای اسلام گرای مصری را به سوی خود جلب کرده بود.پس از ورود شاه ایران به مصر مخالفتها و تظاهرات زیادی صورت گرفت.جامعه مصر به طور کلی به نحو مطلوبی با انقلاب اسلامی ایران برخورد نمود.علت این استقبال هم در جامعه دینی مصر به خصوص از سوی گروه های اسلام گرا و مبارز مصری شرایط خاص آن زمان جامعه مصر بود.لذا ازآنجا که مهم ترین وجه انقلاب اسلامی در تاکید بر نقش اسلام در ایجاد حکومت بود ، این مساله باعث شد که جنبش های اسلامی برای برقراری حکومت اسلامی خود به تکاپو بیافتند، که در مصر هم چنین بود.نقطه عطفی که در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در جامعه مصر وجود داشت بحث تقویت و تشدید جریان بازگشت به اسلام بود.از نظر جریانات اسلامی مصر انقلاب ایران پیروزی ایدئولوژی اسلامی و تجسم آن در شکل یک دولت بود.همین بعد اسلامی انقلابی که در ایران اتفاق افتاده بود به خصوص از سوی گروه های اسلام گرا و مبارز مصری به دلیل شرایط آن زمان مورد استقبال بسیار ویژه ای قرار گرفت.حرکتهای اسلامی در مصر براین اساس متاثر از انقلاب اسلامی ایران بود که آنها را تحریک به رویارویی با نیروهای امپریالیستی کرده بود.طی حوادث سال 1970 و مرگ ناصرو روی کارآدن انور سادات و تشدید همگرایی او با ایران و غرب و سفر وی به اسرائیل و امضای پیمان کمپ دیوید در سال 1978 و درست همزمان با اوج انقلاب اسلامی در ایران ،حکومت مصر و شخص انور سادات به منفورترین حکومت و شخصیت در ذهن مسلمانان و مبارزان مبدل شدند.انقلاب اسلامی ایران از نظر مردم مصر در حقیقت پیروزی ایدئولوژی اسلام از بعد سیاسی آن و تجسم آن در شکل یک دولت بود.برخی گروه های اسلامی مصر، از ابعاد و شعارهای فرامرزی و فراوطنی انقلاب ایران که همه مسلمانان بتوانند در سایه آن تاریخ و هویت خویش را با واقعیت ها پیوند دهند استقبال کردند.
با وجود موضعی که حضرت امام (ره)در مورد آزادی قدس و مبارزه با اسرائیل پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان مهم ترین و فوری ترین اهداف انقلاب اسلامی اتخاذ کردند ، رویارویی انقلاب اسلامی با دولت مصر بسیار جدی بود.در این شرایط آن دسته از مسلمانان مصری که از روند سازش سادات با اسرائیل ناخرسند بودند به سمت انقلاب اسلامی ایران جذب شدند.مهم ترین نفوذ این جریان تشکیل گروه های عقیدتی و مبارز در درون ارتش مصر و ترور انورسادات و قیام مسلمانان شهر اسیوت بود.چنین وقایعی مصر را به عنوان مهم ترین کانونهای اثر پذیری از انقلاب اسلامی مبدل ساخته بود.
مراکزی که بیش ترین تحرک را طی باز تاب انقلاب اسلامی در مصر از خودشان دادند : دانشگاها-مدارس دینی ومساجد-ارتش بودند.این مرا کزبه دلیل پرورش افراد وشخصیت هایی که نوعی در گیردر مسائل مربوط به ایجاد تحرکات علیه نظام سیاسی حاکم بودند، می توانست زمینه هایی در تحریکات جدید را بخصوص این که اسلامی هم بودند فرا هم کند . جانشین انورسا دات حسنی مبارک بود. اوشیوه برای برخورد با امواج اسلام گرایی ناشی از انقلاب اسلامی شامل روشهای انفعالی و عکس العملی و روشهای فعال داشت.در این دو شیوه حکومت مصر اقدام به بازداشت و زندانی کردن گروههای اسلام گرا و تاسیس توسعه و احیای حدود 30 سازمان سیاسی و شبه نظامی در مصر کرد.ازآنجا که وقوع انقلاب اسلامی در یک نقطه استراتژیک جهان و همراه با سقوط رژیم شاهنشاهی که درست نزدیک انورسادات وحامی اسرائیل بود.لذا در رسانه های گروهی بازتاب خبری وسیعی یافت و امواج این اخبار محیط و جامعه مصر را دربرگرفت.هیکل که از روزنامه نگاران معروف مصر می باشد در رابطه با تاثیر انقلاب اسلامی بر توده های مردم در کشورهای اسلامی و همچنین دیدگاههای حضرت امام خمینی (ره)می گوید :عده ای سعی نمودند تابا پررنگ جلوه دادن جنبه های ایرانیت و شیعی بودن انقلاب اسلامی در مقابل جنبه اسلامی و احیای فکر دینی در دنیای معاصر ،از تاثیرات این انقلاب بکاهند.
بازتاب انقلاب اسلامی در رسانه های خبری مصر :
در قاهره سانسور حوادث و پیروزی های انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت که در روزهای پیشرفت انقلاب سازمان های خبری مصر و روزنامه های مزدور مصر مانند هفته نامه اکتبر ، اقدام به وارونه نشان دادن وقایع ایران و ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی و اهانت به مقدسات اعتقادی شیعیان و مقام رهبری انقلاب اسلامی ایران کردند.به عبارتی رسانه های خبری مصر سعی در ایجاد تحریکات و توطئه چینی ها برای جلوگیری از تثبیت موقعیت انقلابی می کردند.حتی مدتهای زیادی هم طول کشید که مطبوعات و رادیو و تلویزیون مصر جنبش و قیام مردم ایران را رویدادی با نام انقلاب نامیدند،همه این واکنش های منفی از سوی حکومت مصر نشانگر نگرانی دولت مصر از سقوط شاه ایران و پیامدهای آن بود.مسلما ً دلیل چنین مسائلی این بود که حکومت و دولت مصر ابزارهای اطلاع رسانی از جمله رادیو، تلویزیون و ... را تحت تسلط و کنترل خود داشت واجازه گزارش و اطلاع رسانی هایی غیر از آنچه که خودشان خواهان آن بودند داده نمی شد.
اما در عین حال امواج اولیه احیای اسلام گرایی در مصر و ترور انور سادات و حوادث پس از آن موجب پیدایش این باور شد که انقلاب اسلامی ایران در همه جا فراگیر خواهد شد.دولت مصر هم برای رفع و جلوگیری از امواج اسلام گرایی و حفظ بقای خود اقداماتی را انجام داد که شامل :
← قطع رابطه با ایران.
←حمایت فعالانه از عراق در جنگ علیه ایران.
← تشدید اقدامات امنیتی و اطلاعاتی علیه اسلام گرایان.
←انجام برخی اصلاحات برای جلب رضایت عامه.
←میدان دادن به احزاب اسلامی که دارای مشی ملایمی هستند.
بازتاب و تاثیر انقلاب اسلامی بر جماعت اخوان المسلمین در مصر :
اولین واکنش به انقلاب اسلامی ایران توشط جنبش اخوان المسلمین بود.در سال وقوع انقلاب اسلامی ایران جماعت اخوان المسلمین اعلامیه ای را منتشر کرد که درآن انقلاب ایران را الگویی برای مبارزات اسلامی خود علیه دولت ضد اسلامی مصر اعلام کرد.جماعت اخوان المسلمین ، انقلاب اسلامی را به عنوان انقلابی در مبارزه جهان اسلام علیه کفر می دانست و با پناهنده شدن شاه ایران به مصر مخالفت می کرد.آنچه رهبران این جماعت درآغاز مطرح کردند این بود که دسیسه و توطئه آمریکا و اسرائیل در منطقه که با هدف به زانو درآوردن امت اسلامی و توهین به عقاید آنان بود، ترویج فساد در میان مسلمانان جهان و از بین بردن توانایی فرهنگی آنان بود.
جماعت اخوان المسلمین همواره موضعی معتدل در برابر مذهب شیعه داشت.رهبران جماعت اخوان المسلمین دلیل حمایت از انقلاب اسلامی ایران را در اسلامی بودن انقلاب ایران و با هدف آن که پیاده کردن شریعت بوده است می دانستند. با وقوع انقلاب اسلامی جماعت اخوان المسلمین هیاتی را به منظور همکاری و تبادل نظر با ایران فرستادند.
جماعت اخوان المسلمین با انتشار کتاب " خمینی ،آلترناتیو اسلامی "شیوه حضرت امام را در تحقق انقلاب اسلامی به عنوان راه حل رهایی از نظام های وابسته ذکر کرد.در عین حال با وقوع جنگ ایران و عراق و با بروز مسائل فرقه ای و مذهبی در میان اعضای اخوان المسلمین حمایت آنهااز انقلاب اسلامی کم شد.در جریان آزادی گروگانهای آمریکایی یکی از رهبران جماعت اخوان المسلمین به نام تلمسانی اقدام به واسطه گری میان آمریکا و ایران کرد. اما دولت ایران اعلام کرد که این اقدام از سوی هر گروه یا دولتی در صورتی که انجام شود ،نشانگرآن است که مزدور آمریکاست و واکنش اخوان المسلمین این بود که اعلام کرد دولت ایران موضع عداوت را با آنان در پیش گرفته است.در کنار این عوامل جنگ تحمیلی و فشار کشورهای غربی نیزباعث تغییر رویه اخوان المسلمین نسبت به انقلاب ایران شد.
نکته مهم در بحث بازتاب و تاثیر انقلاب اسلامی بر جماعت اخوان المسلمین این است که پس از انقلاب ، اخوان المسلمین با در پیش گرفتن شیوه مبارزاتی زیر زمینی در صدد ایجاد جنبش های مردمی دردانشگاه ها و در میان مردم برآمد هرچند موفق هم نشد.در بحث بازتاب و تاثیر انقلاب اسلامی بر جماعت اخوان المسلمین اشاره به این نکته ضروری است که انقلاب اسلامی ایران و تقویت گروههای رادیکال اسلامی فرصتی برای میدان داری مجدد اخوان المسلمین را فراهم کرد.انقلاب اسلامی ایران یکی از شاخصه هایش مقابله با آمریکاست و این فرصت برای اخوان المسلمین و برخی دیگر از گروههای اسلام گرا فراهم آورد که نوعی از اسلام گرایی را ارائه دهند که فاقد عنصر ضد آمریکایی باشد در نتیجه تا حدی هم از مسلمانان ایران سرمشق بگیرند اما در عین حال موضعش به گونه ای بود که رهبران آن توضیح می دادند که این به معنای فراخواندن ملتهای مسلمان به انقلاب نیست بلکه به معنای دعوت حاکمان و ملتها به وحدت در زیر پرچم اسلامی است.
شیعیان مصر و بررسی تاثیر انقلاب اسلامی بر آنها :
ازجمله اقشار مردم مصر که به نوعی در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی ایران در مصر باید مورد توجه قرار گیرد شیعیان این کشور بودند که به نوعی از انقلاب اسلامی ایران تاثیر پذیرفتند.
با وجود آنکه در سالهای نخست انقلاب ، سنی مذهبان اصول گرا و انقلاب مصر فعال شدند اما در دهه دوم انقلاب در مصر بنیاد گرایی شیعی نمود یافته است .دولت ایران به شیعیان مصر کمکهای مادی ارسال می کند ، چرا که سازمانهای سنتی شیعه در مصر مانند تکایا و مرجعیت ، پایگاه اصلی اثر گذاری انقلاب اسلامی و دولت جمهوری اسلامی بر مصر تلقی شده است.در مصر ابزارهای نوینی از سوی شیعیان مانند ایجاد مراکز انتشاراتی و تبلیغاتی برای گسترش حوزه بازتاب انقلاب اسلامی در مصر به کار گرفته می شود.علاوه بر این ریشه های تاریخی شیعه مانند دولت فاطمیون زمینه های مساعدی برای جذب انقلاب اسلامی ایران درشیعیان مصر بوده است.
نتیجه گیری :
در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در مصر ،تاثیر مهم این انقلاب ، تقویت و تشدید جریان بازگشت به اسلام است که در تاریخ مصر ریشه دیرینه دارد. در حقیقت پیروزی ایدئولوژی سیاسی اسلام و تجسم آن در شکل یک دولت همراه با ابعاد فرامرزی و جهانی انقلاب اسلامی ایران و دستاوردهای عامه پسند و جهان شمول آن از جمله جنبه های مهم در این بررسی بود.رهبران جمهوری اسلامی از همان آغاز این نکته را مد نظر داشتند که نزدیکی بین مذاهب اسلامی و توافق برای مقابله با دسیسه صهیونیستی آمریکایی که هدف آن منفک و مجزا کردن منطقه خاورمیانه و ترسیم مجدد منقشه استکباری آنان است،امری ضروری به شمار می رفت.جنبشها و حرکتهی اسلامی که در مصر در نتیجه انقلاب اسلامی ایران رخ می داد و واکنشی که سنیها و شیعیان دراین کشور نسبت به این انقلاب داشتند بیانگر آن بوده است که جامعه مصر این پتانسیل را دارد که از هر دعوتی برای آزادی و ریشه کنی ظلم و ستم علیه ملتها و کمک به آنها برای مقابله با انواع استبداد و خودکامگی حمایت کنند.مگراانکه عوامل نفوذی غرب به ویژه آمریکا و اسرائیل مانع از این گردد که در نتیجه می تواند در عملکرد این حرکتهای مردمی اسلامی ، اختلالاتی ایجاد کند.پس مهم ترین روش برای مقابله با غرب افزایش بعد اسلامی و توجه به الگوهای اصیل انقلاب اسلامی ایران است.
- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1368 .
- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1368 .
- مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، صدرا، بی تا .
- ابوالفضل عزتی، اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی، تهران، هدی، بی تا .
- عباسعلی عمید زنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، کتاب سیاسی، 67 .
- جلال الدین فارسی، انقلاب تکاملی اسلام تهران، آسیا، بی تا .
- حمید، عنایت، بررسی تاریخی احیای اسلام، ترجمه احمد تدین، تاریخ معاصر ایران، کتاب اول، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای فرهنگی، 1372، 1372، ص 57.
- سیدروح الله،خمینی، ولایت فقیه و جهاد اکبر، انتشارات سعید، بی تا، ص 35- 34.
جواد منصوری، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، تهران، 1379، ص 180 .
مقدمه:
با بررسی تاریخ سیاسی و تحولات مربوط به ملل و جوامع مختلف جهان ، همواره شاهد بوده ایم که در میان رویدادهای مختلف ، وقوع انقلاب ها با ویژگی و ابعاد متفاوتی که شاکله کلی آنها را معرفی می کنند، توجه بسیاری از متفکران را به خود جلب کرده ست. در میان رویدادهای سیاسی و اجتماعی ، انقلابها با شرایط زمانی و مکانی و ماهیت و ابعاد مختلف خود از لحاظ تاثیر و تاثراتی که بر رویدادهای دیگر دارند حائز اهمیت هستند.وقوع انقلاب اسلامی نیز نمونه ای از همین رویداد هاست که پیامد ها و بازتاب آن علاوه بر سطح داخلی در سطح منطقه نیز قابل توجه است. مسلما ً هر انقلابی با شعارها و اهدافی همراه است که در قالب ایدئولوژی واحد اقدام به بسیج همگانی در راستای تحقق آن اهداف می گردد.ایدئولوژی مردم و رهبرانشان در وقوع انقلاب اسلامی ایران ، همان اسلام بود.انقلاب اسلامی در شرایطی به وقوع پیوست که در نظام بین الملل ابرقدرتهای جهانی شرق و غرب با نفوذ بر جوامع از طریق فرهنگ غربی در قالب جدایی دین از سیاست همواره به دنبال یافتن راه حلی جهت تامین اهداف و منافع خود و تخلیه بار منفی ناشی از قدرت روزشمار خود بوده اند.با وقوع انقلاب اسلامی در ایران همواره سایر جوامع در گوشه و کنار جهان از جمله کشورهای آسیای جنوب شرقی، منطقه خاورمیانه و آفریقا پذیرای شعارهای نوین و اسلامی آن شدند.صدور انقلاب اسلامی و بازتاب و تاثیر گسترده این انقلاب در چنین جوامعی در حالی بود که بسیاری از مردمان این جوامع به خاطر تبعیض نژادی و تحقیری که از سوی کشورهای سرمایه داری و استعمارگران نسبت به آنها اعمال می شد،منتظر یک جهش در گوشه ای ازجهان برای حرکت به سوی آرمانهای انسانی و بشری خود بودند.طبق بررسیهایی که نویسندگان مختلف در زمینه بازتاب انقلاب اسلامی در سایر کشورها به عمل آورده اند به نظر می رسد که منطقه آفریقا به ویژه کشور مصر، تاثیر گسترده ای از این انقلاب پذیرفته اند. در کشور مصر مواردی چون برجسته شدن بعد اسلامی حرکتهای مردمی و جنبشهای اجتماعی آن و بازگشت به اسلام در جامعه صورت گرفت. در عین حال با بررسی های تحلیلی می توان واکنش منفی از سوی حکومت و جامعه مصر در برخی موارد مشاهده کرد.آنچه که نگارنده مقاله حاضر در صدد پاسخگویی به آن است، این است که بازتاب انقلاب اسلامی در مصر در چه زمینه ای صورت گرفته است؟
در راستای پاسخ به این سوال این فرضیه مطرح گردیده است که با انقلاب اسلامی ایران در جامعه مصر نوعی بازگشت به اسلام و سنتهای اصیل بازمانده ی گذشته صورت گرفته است .
انقلاب اسلامی و نظریه ها :
با نگاهی به تاریخ گذشته ایران در می یابیم که طی دو قرن اخیر تنها سه تن از سلاطین به مرگ طبیعی درگذشته اند و بقیه یا به قتل رسیده و یا در تبعبد مرده اند.این امر را این گونه می توان بررسی کرد که انقلاب به صورت مطلوب و ایده آل در زمان ومکانی شانس موفقیت خواهد داشت که شرایط دوقطبی بر جامعه حکمفرما باشد . شرایطی که در آن گروههای اجتماعی از سیستم سیاسی حاکم جدا شده و در مقابل آن می ایستند.چنین جامعه ای با نوعی ثنویت قدرت مواجه می شود.بنابراین رابطه موجود میان دو قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی منبع اصلی تعارض را مشخص می کند.اگر این رابطه از نوع رابطه تخاصم و نارضایتی باشد زمینه انقلاب را فراهم می سازد.در تاریخ ملاحظه می شود که نارضایتی از سلاطین همواره موجب اعتراض ها و خشونتها و بعضا ً انقلابها گردیده است.به عنوان مثال در مورد انقلاب اسلامی ایران برخی از عوامل نارضایتی اجتماعی که زمینه را برای انقلاب اسلامی ایران فراهم کرد عبارت است از :
◄بی توجهی به ارزشهای مذهبی
◄ بی تفاوتی در قبال خواسته های رهبران مذهبی
◄ آزادی و بی بند و باری زیاد از حد
◄ رواج فحشا و فساد
◄ عدم مراعات عفت عمومی
زمانی جامعه دچار انقلاب می شود که عدم تعادل شدید در جامعه به وجود آید و این عنصر تمام توده مردم را فراگیرد و همه از حکومت ناراضی باشند.بنابراین نمودار فرآیند وقوع انقلاب چنین است:
نارضایتی + پرخاشگری ← عصیان مردم + درخواست انقلاب ←وقوع انقلاب
از دیدگاه شهید مطهری انقلاب عبارت است از طغیان و عصیان مردم یک جامعه و یا یک سرزمین ، علیه نظم حاکم موجود برای ایجاد نظم مطلوب.عناصر این تعریف عبارت است از :
◄ نارضایتی از وضع موجود
◄تقاضای وضع مطلوب
◄حس پرخاشگری و روحیه طرد و ظلم
زمینه های انقلاب اسلامی ایران :
اوضاع سیاسی :
ویژگی خاص دوران انقلاب عبارت بود از وابستگی و استبداد رژیم شاه ، این ویژگی موجب اختناق شدیدی گشته و کشتارهای دسته جمعی و شکنجه هایی وحشتناک را به بار می آورد.همچنین موجب چپاول گریهای خارجی و داخلی و بالاخره حمایت شاه از رژیم اشغال گر اسرائیل در فلسطین می گشت . در رژیم پهلوی قدرت تنها از طریق شاه در کشور اعمال می شد ودر ارتباط با دیگر نهادها و سازمانها در حقیقت به جای قانونمند شدن و سازمان یافتن قدرت در شخص شاه متمرکز است.
اوضاع فرهنگی مذهبی :
با اوج گسترش فرهنگ مبتذل غربی این فرهنگ از طریق شیوه ها و ابزارهای گوناگون از جمله رسانه ها ، کشف حجاب و گسترش مراکز فساد ، سعی در تخریب قوه تفکر مردم ایران به ویزه قشر جوان می کرد.از سوی دیگر با ترویج خودباختگی و جدا کردن روحانیت از ملت و جدایی میان قشر مذهبی و تحصیل کرده سعی در دور کردن اسلام از برنامه زندگی مردم ایران و جای گزینی آ ن توسط فرهنگ غربی داشت.مجموعه عوامل فوق باعث انحراف اذهان از مسائل واقعی گشته ، اما رهبران انقلاب با همکاری مردم مذهبی و دیندار با این عوامل به مبارزه پرداختند و انقلاب را به وجود آوردند.
اوضاع اقتصادی :
از لحاظ اقتصادی نیز وابستگی شدید اقتصادی ویژگی دیگری از اوضاع در شرایط دوران قبل از انقلاب در ایران بود، اصلاحات ارضی شاه و برنامه های سه گانه اقتصادی شاه موجب خرابی اقتصاد و به ویژه تخریب کشاورزی گردید.خرابیهای اقتصاد وابستگی را به همراه داشت و این امر زمینه دیگری را برای ضرورت انقلاب مهیا می ساخت.
دیدگاه متفکران در مورد بازتاب انقلاب اسلامی ایران در مصر :
باری روبین در کتاب اصول گرایی اسلامی در سیاست مصر معتقد است که وجود اسرائیل و جنگهای مربوط به آن مهم ترین فرصت و تهدید برای جنبش اسلامی مصر بوده است و انقلاب اسلامی ایران نیز مبتنی بر زمینه فوق در مصر اثرگذار بوده است.وی ابراز می کند که پیروزی انقلاب اسلامی چالش مدرنیزم را تشدید کرد و در عین حال شیعی بودن انقلاب ایران از موانع تاثیرگذاری آن بوده است.
خالد عبدالحمید نیز در رساله فوق لیسانس علوم سیاسی خود از دانشگاه قاهره با عنوان " انقلاب ایران و مشروعیت نظام های عربی"نظریه خود را مطرح می کند.وی معتقد است که : در کشورها و نظام های سیاسی عربی ،برای انهدام الگوی حکومتی ، انقلاب ایران به علت هماهنگی با تاریخ و فرهنگ سیاسی منطقه در ساخت و ایجاد مشروعیت حکومت ، از دیگر مکاتب و گرایشهای فکری فعال تر بود. بدین جهت تاثیر آن بر حرکتها و دگرگونی اجتماعی منطقه از جمله کشور مصر قوی تر بود.در عین حال الگوی حکومتی جدید ایران که براساس ایدئولوژی و انقلابی گری استوار است به سبب محیط ناهمساز منطقه ای و بین المللی و به علت استراتژی و اوضاع داخلی انقلاب نتوانست به گستره مورد نظر دست یابد.
انقلابهایی که در جهان به وجود آمده دو گونه است: 1- انقلابهای الهی 2- انقلابهای مادی
انقلابهای الهی با انگیزه خداخواهی شروع می شود و هدف آنها حاکمیت مطلق خداوند بر جامعه می باشد. و علت اصلی آنها «خواست خدا و خداخواهی انسانها» است.انقلابهای مادی نیز با انگیزه رفاه مادی برای فرد، گروه، طبقه یا جامعه می باشد که مقصد آنان رسیدن به حاکمیت و قدرت است و هدف اساسی این گونه انقلابها مادیات و خواستها و آرمانهای مادی است.
انقلاب اسلامی ایران انقلابی الهی است که هدف اساسی آن «خواست خداوند و خداخواهی انسانها» می باشد. بنابراین می توان گفت که انقلاب پیامبر صلی الله علیه وآله در جهت تحقق خواست پروردگار بوده که سایر انقلابهای اسلامی اصالتی نیز بر اساس اراده خداوند دارند از آن جمله است انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی قدس سره به لحاظ موضوع توجه به علت اساسی و علل فرعی حرکتهای انقلابی.
امام خمینی قدس سره بر این باور بود که ، تاریخ نگار باید اهداف و انگیزه ها و علل قیامها و حرکتها را برای آیندگان ثبت و ضبط نماید. وی در خصوص تبیین اهداف انقلاب اسلامی که از حوزه علمیه قم، به رهبری ایشان و روحانیت آغاز گردید و دارای اهداف کاملا اسلامی بود، از تاریخ نگاران می خواهد که تمام سعی خود را به کار گیرند از این رو می فرماید:
«سعی و تلاش کنید، تا هدف قیام مردم را مشخص کنید. شما باید نشان دهید که چگونه مردم علیه ظلم، ستم، بیداد، تحجر، و واپسگرایی قیام کردند. و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه داری، اسلام التقاط، و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند».
همان گونه که می دانیم انقلاب به معنای «زیر و رو شدن » ، «واگردیدن » و «برگشتن » در سده هفدهم به عنوان یک اصطلاح شایع و مقبول در حوزه سیاسی مطرح می شود که معنای اصطلاحی آن «واژگونی تمام عیار حکومت و یا دولت و جایگزینی حاکم و یا دولت جدید از طریق خشونت » می باشد . اگرچه این مفهوم در طی زمان از ظرافت و ابعاد تئوریک تازه ای برخوردار شده است - به گونه ای که امروز با طیف وسیع و متنوعی از تئوری های انقلاب مواجه ایم اما در مقام ارزیابی باید اعتراف کرد که همه اینها از تبیین جامع انقلاب اسلامی عاجزند . چرا که مقوله انقلاب در بینش اسلامی تعریفی به خصوص دارد که با تعاریف مشابه از حیث محتوا متفاوت است . کلمه «انقلاب » اگرچه در گفتمان اسلامی به معنای سیاسی اش نیامده، ولی اصطلاح «امر به معروف و نهی از منکر» به طور واضح و آشکاری بر این معنا دلالت دارد . این اصطلاح شامل تمامی اشکال و صور تغییر اجتماعی از اصلاح گرفته تا انقلاب می شود و دارای سه مؤلفه اساسی است:
نخست: بعد آرمانی انقلاب که به انگیزه متعالی «امر به معروف و نهی از منکر» باز می گردد . بر این اساس تنها آرمان مشروع برای اقدام به انقلاب «به سامان کردن امور جامعه متناسب با سیره و ارزش های نبوی » است و اگر این بعد معنوی از انقلاب ستانده شود، دیگر انقلاب، اسلامی نیست .
دوم: بعد مادی انقلاب، که به شکل تعارض انقلابی ها با حکام ستمگر متجلی شده و در اصطلاح رایج از آن به خشونت یاد می شود .
سوم: بعد معرفتی انقلاب است که به «آگاهی توده های انقلابی » برمی گردد . توضیح آن که امر به معروف و نهی از منکر باید با آگاهی در این راه گام بردارد و اگر به مقتضای آگاهی کاذب و یا جهل خود دست به حرکتی بزند، دیگر نمی توان آن را «انقلاب اسلامی » قلمداد کرد .
با توجه به آن چه گفته شد، می توان «انقلاب » را این گونه تعریف کرد:
انقلاب عبارت است از «امر به معروف و نهی از منکری که توسط مردمی آگاه، متحول و شعور یافته با انتخاب و اختیار، به طور همزمان و جمعی در مقابل سلطان یا پادشاه و هیات حاکمه ستمگر، طی مراحلی خاص برای تغییر در ساخت ها، نهادها، ارزش های مسلط و به تعبیری بهتر، احیای سنت های رسول خدا و اماته بدعت ها، تحریفات و منکرات، تحت رهبری فردی واجد شرایط به طریقی خشونت آمیز، صورت می گیرد» .
اهمیت ایدئولوژی در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر سایر کشورها :
اساسا ً انقلاب های ایدئولوژیک با بهره گیری از خصیصه جهانی شدن ایدئولوژی در پی همه گیر شدن و گسترش خویش هستند.انقلابها از بعد ایدئولوژی دو دسته هستند:1 – انقلاب ها با ایدئولوژی ملی که طی آن انقلاب دارای نفوذ در درون مرزهای ملی خود است. 2- انقلابها با ایدئولوژی فراملی که انقلاب دارای قابلیت لازم در جهت تبیین و ضع موجود در سایر سرزمینهاست .ماهیت انقلاب اسلامی ایران نیز با وجود ایدئولوژی اسلامی از همان آغاز آن را به یک ایدئولوژی فراملی تبدیل ساخته بود. مواد اولیه ایدئولوژی مبتنی بر اسلام ، انقلاب ایران در کلیه سرزمینهای اسلامی یافت می شد و به آنها در شرایطی مشابه شرایط ایران به سر می بردند.اولین خصیصه مهم ایدئولوژی انقلاب ایران ماهیت دینی و اسلامی آن در مقابل تفکرمادی گرایانه غربی و شرقی بود.در بحث بازتاب انقلاب اسلامی در بعد فراملی آن باید به مساله صدور انقلاب توجه کرد که طرح این موضوع از سوی رهبران انقلاب اسلامی ایران در روزهای آغازین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، بیشترین اصطکاک را با غرب و حکومت های وابسته در جوامع اسلامی ایجاد کرد.علاوه بر این در آستانه وقوع انقلاب اسلامی با وقوف به محتوای دعوت حضرت امام خمینی (ره)مبنی بر گذار از دو جریان تاریخی " تحجر" و" تحجد" که قرنها کشور را دستخوش استبداد کرده بود، به صفوف فشرده مخالفین این دودمان مبدل گشتند.
اهداف مربوط به اقدام رهبران انقلاب اسلامی ایران در صدور دستاوردهای انقلاب :
◄الگو سازی ازطریق دو شیوه که شامل:
1- اسلامی کردن نظام 2- بازسازی اقتصادی و اجتماعی که در جهت اثبات توانمندی نظام اسلامی است.
◄حمایت از جنبشهای آزادی خواه که از طریق توسعه روابط با آن جنبشها و پیوند جهان اسلام با آن، در این زمینه از آثار انقلاب اسلامی فعالیت نهضتهای اسلامی جدید و افت جدید نهضتهای ناسیونالیستی و سوسیالیستی بود.
◄تبلیغ وآگاه سازی که از طریق فرستادن سفیر و مامورین سیاسی به سایر کشورهاست.
◄آموزش از طریق فرستادن علما و ایجاد گردهماییها و تلاش متخصصین داخلی وخارجی در راستای ارائه راهبردهای صدور گسترده تر همراه با آثار مثبت انقلاب.
بر این اساس در نظر رهبران جمهوری اسلامی ایران صدور دستاوردهای این انقلاب (انقلاب اسلامی )وجود داشته و دارد.گسترش بعد اسلامی انقلاب و تخقق الگوها و آرمانهای اسلامی و دینی در میان کشورهای منطقه از طریق آموزش تبلیغ و آگاه سازی که عمده ترین راه های رسیدن به این اهداف کلان است ، می باشد.
زمینه های تاثیر انقلاب در آفریقا :
از عواملی که زمینه ساز تاثیر انقلاب اسلامی در منطقه آفریقا گردید شامل :
◄فتوای امام خمینی (ره) در باره سلمان رشدی
◄ شیوه های خاص انقلاب با طرح شعارهای خاص و محتوای دین
◄پس از جنگ جهانی دوم و با رواج جنبشهای استقلال طلبانه در آفریقا مردم این قاره برای هویت یا بی دینی اسلام را عامل مهم هویت بخشی خود می دانستند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر اسلام سیاسی ، به تدریج این ایده را به دلیل افکار آرمان گرایانه و طرح ارزشهای جدید در عرصه بین الملل ، در تقابل با غرب و شرق قرار گرفته و منافع غالب کشورها را نیز به خطر انداخت.علی رغم فشارهای شدید قدرتهای بین المللی و سایر دولتها در مقابل این انقلاب ، اما انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)توانست با تکیه بر تفکر اسلام سیاسی ، نقش اسلام و مسلمانان را در عرصه های مختلف برجسته ساخته و عنصر هویت اسلامی را به عنوان واقعیتی پیشرفته در برابر هویت جهان شمول غرب قرار دهد.
انقلاب اسلامی ایران و مصر :
مصر از لحاظ تاریخ ،فرهنگ و جغرافیا در جهان عرب مرکزیتی خاص دارد.جنبش اخوان المسلمین مصر و ناصریسم و ناسیونالیسم عربی ، دو جریان شاخص این کشور هستند.پس از سقوط پادشاهی ملک فاروق در مصر پدیده متناقض و تظاهر به دین داری و سرکوب دینداران یکی از مشخصات سیاسی و فرهنگی زمامداران مصر شد.جنبش های اسلامی مصر پس از انقلاب اسلامی ایران از این که ایران خواهان عقب نشینی اسرائیل از تمامی خاک فلسطین اشغالی بود، استقبال کردند.
عقاید و احکام اسلامی و نیز تجربیات تاریخی و عملی 1400 ساله به خصوص صدر اسلام شاخصهائی برای یک نظام اجتماعی و سیاسی ارائه می نماید (جامعه مطلوب) که همواره مسلمانان آنرا به عنوان ملاکی برای ارزیابی «جامعه موجود» به کار می برند. زمانی که دولتهای مستقر در بلاد اسلامی نتواند کار آمدی قابل قبولی برای اداره کشورشان نشان دهند، «شاخصهای وضع مطلوب اسلامی » زمینه بیشتری برای جلب توجه مردم پیدا می کنند و امت مسلمان با مقایسه وضع موجودشان یا «با وضع مطلوب اسلامی » حکم بر بدی و خرابی جامعه و نظام موجود داده و در حد توان برای تغییر و تحول قدم پیش می نهند.
پتانسیل های جامعه مصر در تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی :
از ویژگیهای جامعه مصر شایستگی مردم این کشور در هم فکری جنبشهای اسلامی است که با وجود دانشگاه الازهر که به مرکزآموزش کادرهای اسلامی و اعزام مبلغان مذهبی اقدام می کن،د نقش مهمی داشت.ملت مصر از نظر مذهب تاحدی به شیعیان ایران نزدیک بودند.انقلاب اسلامی هم در زمانی رخ داد که در جامعه مصر نوعی بازگشت به اسلام شکل گرفته بود و این بازگشت به دنبال شکست مصر از اسرائیل آغاز شد و ملت مصر آماده پذیرش هرگونه افکار انقلابی از نوع اسلامی شد.حتی به گونه ای مردم به دنبال آن بودند که همانند آنچه در ایران رخ داده است در مصر هم رخ می دهد.برخورد جامعه مصر با انقلاب اسلامی برخوردی مثبت بود.در عین حال در برخی موارد برای تحقیر انقلاب ایران از لفظ احیای نهضت شعوبیه توسط یک کشور عجم استفاده می کردند.اکثر جامعه مصر انقلاب ایران را انقلابی خوب و متناسب با آمال مردم آن سرزمین می دانند.بر این اساس آنچه جامعه مصر رابه سمت انقلاب اسلامی ایران و دستاوردهای آن که می توانست بعد جهانی بیابد ، علاقه مند می کرد محتوای تحول آفرین و دگرگون ساز این انقلاب در واژگونی حکومت استبدادی زمان و کوتاه کردن دست ابرقدرتهای شرق و غرب از تسلط بر سرنوشت مردم ایران بود.
وقوع انقلاب اسلامی در ایران و بازگشت به اسلام در مصر :
در سالهای 7- 1976، مردم و نخبگان با مقایسه وضع موجود شاهنشاهی با وضع مطلوب اسلامی به این قضاوت رسیده بودند که این وضعیت بد و فاسد است و ادامه آن آسیبهای شدیدتر و جدی تری در پی خواهد داشت.پس به طور طبیعی، این سؤال مطرح بود که چه باید کرد؟ در اینجا از درون آموزه های دینی این پاسخ به دست می آمد: برای تغییر وضع موجود شاهنشاهی باید قیام و اعتراض نمود تا جامعه مطلوب قابل حصول باشد.
آیت الله خمینی به عنوان یک مرجع و کارشناس عالی مقام اسلامی این معنا را در درسهای ولایت فقیه که در زمان تبعیدش در نجف تدریس نموده بود با این شرح بیان کرده است: ، شرع و حق حکم می کند که باید نگذاریم وضع حکومتها به همین صورت ضد اسلامی یا غیر اسلامی ادامه پیدا کند.دلائل این کار واضح است، چون برقراری نظام سیاسی غیر اسلامی به معنی بی اجرا ماندن نظام سیاسی اسلام است...ما چاره ای نداریم، جز اینکه دستگاه حکومتی فاسد و فاسدکننده را از بین ببریم و هیات حاکمه خائن و فاسد و ظالم و جائر را سرنگون کنیم.این وظیفه ای است که همه مسلمانان دریکایک کشورهای اسلامی باید انجام دهند و انقلاب سیاسی اسلامی را به پیروزی برسانند.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)به ملل تحت ستم جهان نشان داد که می توان با توکل به خدا استقامت و پایداری مردم و عدم وابستگی به مکاتب شرق و غرب و تکیه بر مکتب رهایی بخش اسلام ، بر قوی ترین رژیم های وابسته به استکبار نیز پیروز شد.این پیروزی شوق و اشتیاق عجیبی در بین ملل تحت ستم ، نهضتهای آزادی بخش و تمام آزادی خواهان به وجود آورد و در بیداری ، امید و اعتماد به نفس مسلمانان نقش به سزایی ایفا کرد. در طی سالهایی که رویدادهایی در ایران اتفاق می افتاد و می رفت که انقلاب اسلامی تحقق یابد این انقلاب عواطف بخشی وسیع از نیروهای اسلام گرای مصری را به سوی خود جلب کرده بود.پس از ورود شاه ایران به مصر مخالفتها و تظاهرات زیادی صورت گرفت.جامعه مصر به طور کلی به نحو مطلوبی با انقلاب اسلامی ایران برخورد نمود.علت این استقبال هم در جامعه دینی مصر به خصوص از سوی گروه های اسلام گرا و مبارز مصری شرایط خاص آن زمان جامعه مصر بود.لذا ازآنجا که مهم ترین وجه انقلاب اسلامی در تاکید بر نقش اسلام در ایجاد حکومت بود ، این مساله باعث شد که جنبش های اسلامی برای برقراری حکومت اسلامی خود به تکاپو بیافتند، که در مصر هم چنین بود.نقطه عطفی که در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در جامعه مصر وجود داشت بحث تقویت و تشدید جریان بازگشت به اسلام بود.از نظر جریانات اسلامی مصر انقلاب ایران پیروزی ایدئولوژی اسلامی و تجسم آن در شکل یک دولت بود.همین بعد اسلامی انقلابی که در ایران اتفاق افتاده بود به خصوص از سوی گروه های اسلام گرا و مبارز مصری به دلیل شرایط آن زمان مورد استقبال بسیار ویژه ای قرار گرفت.حرکتهای اسلامی در مصر براین اساس متاثر از انقلاب اسلامی ایران بود که آنها را تحریک به رویارویی با نیروهای امپریالیستی کرده بود.طی حوادث سال 1970 و مرگ ناصرو روی کارآدن انور سادات و تشدید همگرایی او با ایران و غرب و سفر وی به اسرائیل و امضای پیمان کمپ دیوید در سال 1978 و درست همزمان با اوج انقلاب اسلامی در ایران ،حکومت مصر و شخص انور سادات به منفورترین حکومت و شخصیت در ذهن مسلمانان و مبارزان مبدل شدند.انقلاب اسلامی ایران از نظر مردم مصر در حقیقت پیروزی ایدئولوژی اسلام از بعد سیاسی آن و تجسم آن در شکل یک دولت بود.برخی گروه های اسلامی مصر، از ابعاد و شعارهای فرامرزی و فراوطنی انقلاب ایران که همه مسلمانان بتوانند در سایه آن تاریخ و هویت خویش را با واقعیت ها پیوند دهند استقبال کردند.
با وجود موضعی که حضرت امام (ره)در مورد آزادی قدس و مبارزه با اسرائیل پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان مهم ترین و فوری ترین اهداف انقلاب اسلامی اتخاذ کردند ، رویارویی انقلاب اسلامی با دولت مصر بسیار جدی بود.در این شرایط آن دسته از مسلمانان مصری که از روند سازش سادات با اسرائیل ناخرسند بودند به سمت انقلاب اسلامی ایران جذب شدند.مهم ترین نفوذ این جریان تشکیل گروه های عقیدتی و مبارز در درون ارتش مصر و ترور انورسادات و قیام مسلمانان شهر اسیوت بود.چنین وقایعی مصر را به عنوان مهم ترین کانونهای اثر پذیری از انقلاب اسلامی مبدل ساخته بود.
مراکزی که بیش ترین تحرک را طی باز تاب انقلاب اسلامی در مصر از خودشان دادند : دانشگاها-مدارس دینی ومساجد-ارتش بودند.این مرا کزبه دلیل پرورش افراد وشخصیت هایی که نوعی در گیردر مسائل مربوط به ایجاد تحرکات علیه نظام سیاسی حاکم بودند، می توانست زمینه هایی در تحریکات جدید را بخصوص این که اسلامی هم بودند فرا هم کند . جانشین انورسا دات حسنی مبارک بود. اوشیوه برای برخورد با امواج اسلام گرایی ناشی از انقلاب اسلامی شامل روشهای انفعالی و عکس العملی و روشهای فعال داشت.در این دو شیوه حکومت مصر اقدام به بازداشت و زندانی کردن گروههای اسلام گرا و تاسیس توسعه و احیای حدود 30 سازمان سیاسی و شبه نظامی در مصر کرد.ازآنجا که وقوع انقلاب اسلامی در یک نقطه استراتژیک جهان و همراه با سقوط رژیم شاهنشاهی که درست نزدیک انورسادات وحامی اسرائیل بود.لذا در رسانه های گروهی بازتاب خبری وسیعی یافت و امواج این اخبار محیط و جامعه مصر را دربرگرفت.هیکل که از روزنامه نگاران معروف مصر می باشد در رابطه با تاثیر انقلاب اسلامی بر توده های مردم در کشورهای اسلامی و همچنین دیدگاههای حضرت امام خمینی (ره)می گوید :عده ای سعی نمودند تابا پررنگ جلوه دادن جنبه های ایرانیت و شیعی بودن انقلاب اسلامی در مقابل جنبه اسلامی و احیای فکر دینی در دنیای معاصر ،از تاثیرات این انقلاب بکاهند.
بازتاب انقلاب اسلامی در رسانه های خبری مصر :
در قاهره سانسور حوادث و پیروزی های انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت که در روزهای پیشرفت انقلاب سازمان های خبری مصر و روزنامه های مزدور مصر مانند هفته نامه اکتبر ، اقدام به وارونه نشان دادن وقایع ایران و ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی و اهانت به مقدسات اعتقادی شیعیان و مقام رهبری انقلاب اسلامی ایران کردند.به عبارتی رسانه های خبری مصر سعی در ایجاد تحریکات و توطئه چینی ها برای جلوگیری از تثبیت موقعیت انقلابی می کردند.حتی مدتهای زیادی هم طول کشید که مطبوعات و رادیو و تلویزیون مصر جنبش و قیام مردم ایران را رویدادی با نام انقلاب نامیدند،همه این واکنش های منفی از سوی حکومت مصر نشانگر نگرانی دولت مصر از سقوط شاه ایران و پیامدهای آن بود.مسلما ً دلیل چنین مسائلی این بود که حکومت و دولت مصر ابزارهای اطلاع رسانی از جمله رادیو، تلویزیون و ... را تحت تسلط و کنترل خود داشت واجازه گزارش و اطلاع رسانی هایی غیر از آنچه که خودشان خواهان آن بودند داده نمی شد.
اما در عین حال امواج اولیه احیای اسلام گرایی در مصر و ترور انور سادات و حوادث پس از آن موجب پیدایش این باور شد که انقلاب اسلامی ایران در همه جا فراگیر خواهد شد.دولت مصر هم برای رفع و جلوگیری از امواج اسلام گرایی و حفظ بقای خود اقداماتی را انجام داد که شامل :
← قطع رابطه با ایران.
←حمایت فعالانه از عراق در جنگ علیه ایران.
← تشدید اقدامات امنیتی و اطلاعاتی علیه اسلام گرایان.
←انجام برخی اصلاحات برای جلب رضایت عامه.
←میدان دادن به احزاب اسلامی که دارای مشی ملایمی هستند.
بازتاب و تاثیر انقلاب اسلامی بر جماعت اخوان المسلمین در مصر :
اولین واکنش به انقلاب اسلامی ایران توشط جنبش اخوان المسلمین بود.در سال وقوع انقلاب اسلامی ایران جماعت اخوان المسلمین اعلامیه ای را منتشر کرد که درآن انقلاب ایران را الگویی برای مبارزات اسلامی خود علیه دولت ضد اسلامی مصر اعلام کرد.جماعت اخوان المسلمین ، انقلاب اسلامی را به عنوان انقلابی در مبارزه جهان اسلام علیه کفر می دانست و با پناهنده شدن شاه ایران به مصر مخالفت می کرد.آنچه رهبران این جماعت درآغاز مطرح کردند این بود که دسیسه و توطئه آمریکا و اسرائیل در منطقه که با هدف به زانو درآوردن امت اسلامی و توهین به عقاید آنان بود، ترویج فساد در میان مسلمانان جهان و از بین بردن توانایی فرهنگی آنان بود.
جماعت اخوان المسلمین همواره موضعی معتدل در برابر مذهب شیعه داشت.رهبران جماعت اخوان المسلمین دلیل حمایت از انقلاب اسلامی ایران را در اسلامی بودن انقلاب ایران و با هدف آن که پیاده کردن شریعت بوده است می دانستند. با وقوع انقلاب اسلامی جماعت اخوان المسلمین هیاتی را به منظور همکاری و تبادل نظر با ایران فرستادند.
جماعت اخوان المسلمین با انتشار کتاب " خمینی ،آلترناتیو اسلامی "شیوه حضرت امام را در تحقق انقلاب اسلامی به عنوان راه حل رهایی از نظام های وابسته ذکر کرد.در عین حال با وقوع جنگ ایران و عراق و با بروز مسائل فرقه ای و مذهبی در میان اعضای اخوان المسلمین حمایت آنهااز انقلاب اسلامی کم شد.در جریان آزادی گروگانهای آمریکایی یکی از رهبران جماعت اخوان المسلمین به نام تلمسانی اقدام به واسطه گری میان آمریکا و ایران کرد. اما دولت ایران اعلام کرد که این اقدام از سوی هر گروه یا دولتی در صورتی که انجام شود ،نشانگرآن است که مزدور آمریکاست و واکنش اخوان المسلمین این بود که اعلام کرد دولت ایران موضع عداوت را با آنان در پیش گرفته است.در کنار این عوامل جنگ تحمیلی و فشار کشورهای غربی نیزباعث تغییر رویه اخوان المسلمین نسبت به انقلاب ایران شد.
نکته مهم در بحث بازتاب و تاثیر انقلاب اسلامی بر جماعت اخوان المسلمین این است که پس از انقلاب ، اخوان المسلمین با در پیش گرفتن شیوه مبارزاتی زیر زمینی در صدد ایجاد جنبش های مردمی دردانشگاه ها و در میان مردم برآمد هرچند موفق هم نشد.در بحث بازتاب و تاثیر انقلاب اسلامی بر جماعت اخوان المسلمین اشاره به این نکته ضروری است که انقلاب اسلامی ایران و تقویت گروههای رادیکال اسلامی فرصتی برای میدان داری مجدد اخوان المسلمین را فراهم کرد.انقلاب اسلامی ایران یکی از شاخصه هایش مقابله با آمریکاست و این فرصت برای اخوان المسلمین و برخی دیگر از گروههای اسلام گرا فراهم آورد که نوعی از اسلام گرایی را ارائه دهند که فاقد عنصر ضد آمریکایی باشد در نتیجه تا حدی هم از مسلمانان ایران سرمشق بگیرند اما در عین حال موضعش به گونه ای بود که رهبران آن توضیح می دادند که این به معنای فراخواندن ملتهای مسلمان به انقلاب نیست بلکه به معنای دعوت حاکمان و ملتها به وحدت در زیر پرچم اسلامی است.
شیعیان مصر و بررسی تاثیر انقلاب اسلامی بر آنها :
ازجمله اقشار مردم مصر که به نوعی در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی ایران در مصر باید مورد توجه قرار گیرد شیعیان این کشور بودند که به نوعی از انقلاب اسلامی ایران تاثیر پذیرفتند.
با وجود آنکه در سالهای نخست انقلاب ، سنی مذهبان اصول گرا و انقلاب مصر فعال شدند اما در دهه دوم انقلاب در مصر بنیاد گرایی شیعی نمود یافته است .دولت ایران به شیعیان مصر کمکهای مادی ارسال می کند ، چرا که سازمانهای سنتی شیعه در مصر مانند تکایا و مرجعیت ، پایگاه اصلی اثر گذاری انقلاب اسلامی و دولت جمهوری اسلامی بر مصر تلقی شده است.در مصر ابزارهای نوینی از سوی شیعیان مانند ایجاد مراکز انتشاراتی و تبلیغاتی برای گسترش حوزه بازتاب انقلاب اسلامی در مصر به کار گرفته می شود.علاوه بر این ریشه های تاریخی شیعه مانند دولت فاطمیون زمینه های مساعدی برای جذب انقلاب اسلامی ایران درشیعیان مصر بوده است.
نتیجه گیری :
در بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در مصر ،تاثیر مهم این انقلاب ، تقویت و تشدید جریان بازگشت به اسلام است که در تاریخ مصر ریشه دیرینه دارد. در حقیقت پیروزی ایدئولوژی سیاسی اسلام و تجسم آن در شکل یک دولت همراه با ابعاد فرامرزی و جهانی انقلاب اسلامی ایران و دستاوردهای عامه پسند و جهان شمول آن از جمله جنبه های مهم در این بررسی بود.رهبران جمهوری اسلامی از همان آغاز این نکته را مد نظر داشتند که نزدیکی بین مذاهب اسلامی و توافق برای مقابله با دسیسه صهیونیستی آمریکایی که هدف آن منفک و مجزا کردن منطقه خاورمیانه و ترسیم مجدد منقشه استکباری آنان است،امری ضروری به شمار می رفت.جنبشها و حرکتهی اسلامی که در مصر در نتیجه انقلاب اسلامی ایران رخ می داد و واکنشی که سنیها و شیعیان دراین کشور نسبت به این انقلاب داشتند بیانگر آن بوده است که جامعه مصر این پتانسیل را دارد که از هر دعوتی برای آزادی و ریشه کنی ظلم و ستم علیه ملتها و کمک به آنها برای مقابله با انواع استبداد و خودکامگی حمایت کنند.مگراانکه عوامل نفوذی غرب به ویژه آمریکا و اسرائیل مانع از این گردد که در نتیجه می تواند در عملکرد این حرکتهای مردمی اسلامی ، اختلالاتی ایجاد کند.پس مهم ترین روش برای مقابله با غرب افزایش بعد اسلامی و توجه به الگوهای اصیل انقلاب اسلامی ایران است.
- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1368 .
- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1368 .
- مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، صدرا، بی تا .
- ابوالفضل عزتی، اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی، تهران، هدی، بی تا .
- عباسعلی عمید زنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، کتاب سیاسی، 67 .
- جلال الدین فارسی، انقلاب تکاملی اسلام تهران، آسیا، بی تا .
- حمید، عنایت، بررسی تاریخی احیای اسلام، ترجمه احمد تدین، تاریخ معاصر ایران، کتاب اول، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای فرهنگی، 1372، 1372، ص 57.
- سیدروح الله،خمینی، ولایت فقیه و جهاد اکبر، انتشارات سعید، بی تا، ص 35- 34.
جواد منصوری، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، تهران، 1379، ص 180 .
