<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="ARTICLE @ XOOPS powered by FeedCreator" -->
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="http://www.psir.ir//modules/article/xml.php/rdf/26/c2">
        <title>مرجع تخصصي علوم سياسي و روابط بين الملل :: مقاله</title>
        <description>XML مقاله</description>
        <link>http://www.psir.ir/modules/article/view.article.php/26/c2</link>
        <image rdf:resource="http://www.psir.ir/modules/article/images/logo.png" />
       <dc:date>2010-09-04T04:48:40+22:30</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.psir.ir/modules/article/view.article.php/26/c2"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <image rdf:about="http://www.psir.ir/modules/article/images/logo.png">
        <title>مرجع تخصصي علوم سياسي و روابط بين الملل :: مقاله</title>
        <link>http://www.psir.ir/modules/article/</link>
        <url>http://www.psir.ir/modules/article/images/logo.png</url>
    </image>
    <item rdf:about="http://www.psir.ir/modules/article/view.article.php/26/c2">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-09-20T12:24:04+22:30</dc:date>
        <dc:source>http://www.psir.ir/modules/article/</dc:source>
        <dc:creator>مدیر مقالات</dc:creator>
        <title>تأثير جهاني شدن بر تحولات فرهنگي در كشورهاي منطقه خليج‎فارس</title>
        <link>http://www.psir.ir/modules/article/view.article.php/26/c2</link>
        <description>شاخه: اندیشه ی سیاسی&lt;br /&gt;زیر عنوان: نویسنده: محمد مهدی اسماعیلی&lt;br /&gt;منبع: (باشگاه اندیشه)&lt;br /&gt;کلمات کلیدی: جهانی شدن، خلیج فارس، اسلام، خاورمیانه، تحولات فرهنگی&lt;br /&gt;خلاصه: يكي از حوزه‎هايي كه جهاني شدن در آن تأثيرات مشخص و روشني بر جاي گذاشته، حوزه فرهنگ است. جهاني شدن فرهنگ، در مناطق مختلف جهان و در حوزه‎هاي متنوع فرهنگي چالش‎هايي جدي پديد آورده است. منطقه خليج‎فارس و كشورهاي حاشيه جنوبي آن نيز از اين امر مستثني نبوده‎اند و جهاني شدن فرهنگ بخش‎هاي مختلف زندگي آنها را تحت‎الشعاع قرار داده است.جهاني شدن فرهنگ كه با استفاده از گسترش فناوري‎هاي رسانه‎اي در قالب شبكه‎هاي متنوع ماهواره‎اي و راه‎اندازي شبكة جهاني اينترنت خود را بر اين منطقه تحميل كرد، تأثيرات شگرفي را به دنبال داشت. از عمده‎ترين اين تغييرات كاهش سطح وفاداري‎هاي قبيله‎اي و تقويت مفهوم شهروندي، تعريف دوباره از جايگاه زن و افزايش تضاد ميان نخبگان فكري را مي‎توان نام برد. راهبرد دولت‎ها و انديشمندان اين كشورها در مقابل اين پديده در حال تبديل از مقاومت به تعامل است و باز كردن فضاي فرهنگي، فاصله گرفتن از ملت‎ها، سنن و عادات عشيره‎اي و حركت به سمت تركيب مناسب عناصر ارزشمند سنتي، فرهنگي و ارزش‎هاي جديد متخذ از ميراث بشري، از جمله اقدامات آنان به شمار مي‎رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كشورهاي عرب حوزة خليج‎فارس، قبيله بارزترين نوع نهاد اجتماعي و فرهنگي محسوب مي‎شود. قبيله، واحدي است خويشاوندي كه به طور طبيعي بر اساس سنت‎هاي قديمي يا به صورت آبا و اجدادي به شكل مشترك و توسط افراد خاصي پايه‎گذاري شده و پا بر جا مانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبيله‎ها در گذشته زندگي بدوي و عقب مانده‎اي داشتند. فرهنگ عمومي و اجتماعي آنها داراي ويژگي‎هايي بود كه آثار آن در جوامع نوين كشورهاي منطقه خليج‎فارس همچنان قابل مشاهده است. فرهنگ مخاصمه، رقابت و حذف رقبا، علاقه به نزديكان و واگذاري سمت‎هاي كليدي به افراد خاندان، بي‎اعتمادي به افراد غريبه و محافظه‎كاري شديد از جمله اين ويژگي‎ها است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توجه به سنت‎هاي قبيله‎اي در نزد حكام خليج‎فارس به ويژه در چند دهه اخير، تأثيرات مهمي بر تحولات ساختار جامعه و شبكه روابط اجتماعي و فرهنگي آن به جا گذاشته است؛ تغيير و استحاله از يك جامعه سنتي و خودكفا به جامعه‎اي نو و دگرگون شده كه در آن تار و پود زندگي با فناوري مصرفي و وارداتي در هم آميخته و مسائل اجتماعي، فرهنگي فراواني به دنبال داشته است. بدويان قبايل كه عادت به خيمه زدن و زندگي در كلبه‎هاي خشتي و گلي و شترسواري داشتند، ناگهان به شهرها هجوم آوردند و تسليم وضعيت جديد شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رشد سريع اقتصادي ناشي از نفت، تحولات اجتماعي بزرگي چون افزايش جمعيت، ظهور حيات جديد اجتماعي و رشد تحصيلات را به همراه داشته است. اين نوگرايي كه منشاء خارجي داشت، فاقد ارتباط نهادينه با گذشته اين جوامع بود. مدرنيته از هر جا به اين منطقه وارد شد، خود را در محيطي مشاهده كرد كه از نظر فرهنگي تجانسي وجود نداشت. اين نوگرايي وارداتي كه به طور عمده ريشه غربي دارد، كشورهاي منطقه را به گونه‎اي تحت تأثير خود قرار داده است كه ابعاد خطرناك آن همواره از جانب انديشمندان، روشنفكران و نويسندگان عرب منطقه گوشزد مي‎شود.1&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;انقلاب رسانه‎اي زمينه‎ساز تغييرات فرهنگي منطقه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه شبه مدرن اين كشورها با چالش‎ها و تناقضات پيش آمده وارد عرصه جهاني شد. انقلاب ارتباطات كه بستر اصلي رشد جهاني شدن محسوب مي‎شود به عنوان عنصر اصلي اين جريان، در حوزه فرهنگ منطقه تأثيرات شگرفي به دنبال آورد. هم اكنون در يك دهكده جهاني با پيوندهاي الكترونيك و مخابراتي زندگي مي‎كنيم كه بر يك شالوده اطلاعاتي استوار است. به بيان ديگر، در عصر اطلاعاتي زندگي مي‎كنيم كه ادامة بقاي آن به رسانه‎هاي ارتباطي و فناوري‎هاي اطلاعاتي وابسته است. در چنين دهكده‎اي كه صداها و تصاوير از فواصل دور و از طريق رسانه‎هاي الكترونيكي و چاپي، مي‎توانند به عنوان ابزار قدرتمند جنگ رواني و تبليغاتي عمل كنند، ساكنان نيز به گونه‎اي اجتناب‎ناپذير به درك و فهم خاصي از مكان‎ها، افكار، رفتار، انتظارات، علايق و بيزاري‎هاي مردمان ديگر دست مي‎يابند و با كسب مهارت‎هاي خواندن و نوشتن، دسترسي به رايانه و شبكه جهاني اينترنت، به عنوان مشاركت‎كنندگان بلافصل و نه فقط مشاهده‎گر جامعه جهاني با ميليون‎ها انسان ديگر در سراسر گيتي به مراوده مي‎پردازند. در جهاني كه كلبة قبيله‎اي در آمازون از امكانات گيرندة ماهواره‎اي برخوردار است، هيچ يك از موارد بالا دور از دسترس نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسياري از شركت‎هاي خدمات‎رساني رايانه‎اي، در حال توسعه سريع قلمرو خود از طريق شبكه جهاني اينترنت‎اند تا انواع خدمات را در اختيار مشتريان قرار دهند. اين شبكه مجموعه بي‎كراني از دستاوردهاي جهاني را در تمامي زمينه‎ها در هر زمان و هر مكان در دسترس متقاضياني قرار مي‎دهد كه از رايانه داراي مودم و اشتراك اينترنت بهره‎مندند. به راستي، اين شبكه يك دريچه واقعي به دانش است؛ براي نخستين بار در تاريخ بشر، اطلاعات كالايي است كه با اشاره سرانگشتان به دست مي‎آيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين شبكه‎ها آزادترين و در عين حال هشداردهنده‎ترين عامل در مجموعه فناوري‎هاي ارتباط جمعي به شمار مي‎روند تا جايي كه هر كس، در هر كجا و با هر مرام شخصي يا ايدئولوژي؛ قادر به توزيع پيام بين ميليون‎ها نفر بدون هر گونه مميزي قبلي خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در طول سال‎هاي اخير، شمار كشورهاي متصل به اينترنت در سطح جهان از حدود 6 كشور به 170 كشور افزايش يافته است.2&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا ژانويه 1994، كشورهاي حوزه خليج‎فارس از اين فناوري بي‎بهره بودند و اين در حالي بود كه در ساير كشورهاي دنيا بيش از 2/2 ميليون نفر اين نوع را در اختيار داشتند. اما هم‎اكنون همه اين كشورها به اين شبكه متصل شده‎اند و درصد رشد اتصال برخي از كشورها قابل توجه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بين اين كشورها، كويت اولين كشوري بود كه خدمات عمومي شبكه اينترنت را ارائه كرد. در ژوئن 1994، وزارت ارتباطات اين كشور حق انحصاري ارائه خدمات به اينترنت را به شركت شبكه رايانه‎اي خليج كويت اعطا كرد. اين شبكه از طريق ماهواره، به شبكة spirnt ايالت متحده متصل است. دانشجويان دانشگاه كويت از پرداخت هزينه‎هاي مربوط به استفاده از اينترنت معاف هستند و از اين نظر، كويت تنها كشور حاشيه خليج‎فارس است كه دسترسي دانشگاه‎ها به اينترنت را، اين گونه ميسر مي‎سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عمان نيز امر اتصال به اينترنت را در آگوست 1996 به شركت spirnt واگذار كرد. اين شركت علاوه بر نصب و راه‎اندازي سازمان ارتباطات راه دور عمومي (GTO) و ارتباط ماهواره‎اي با ايالات متحده، اداره اين خدمات را تا سال 2001 بر عهده داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بحرين، خدمات مربوط به اينترنت از طريق شركت ارتباطات راه دور بتلكو (Batelco) كه در انحصار دولت است، ارائه مي‎شود. خدمات اين شركت كه از دسامبر 1995 آغاز شده بود، به محصولي موفق نزد شركت‎هاي محلي و عربستان تبديل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در قطر نيز امكان دسترسي عمومي به اينترنت از ژوئن 1996 فراهم شد. شركت ارتباطات راه دور عمومي قطر (Q-Tell)، در انحصار دولت است اما دولت قصد دارد بخش ارتباطات راه دور را وارد عرصه رقابت كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در عربستان كه جامعه اين كشور هنوز يكي از سنتي‎ترين جوامع دنيا محسوب مي‎شود، روند تغييرات بسيار كند است و هر تحول معمولاً پس از مباحثات طولاني صورت مي‎پذيرد. در اين كشور از تلگراف، تلفن و اكنون اينترنت به سيستم‎هايي تعبير مي‎شود كه به سادگي مي‎توان آنها را مورد سوء استفاده قرار داد؛ مگر آن كه ابتدا كنترل شده و پس از آن مورد پذيرش عمومي قرار گيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخستين اتصال عربستان به شبكه اينترنت از طريق اتصال بيمارستان تخصصي شاهزاده فيصل و مركز تحقيقات پزشكي، از راه دور با بيمارستان جان‎هاپكينس واقع در بالتيمور صورت پذيرفت. در ماه مه 1996، نام شهرك علوم و فناوري شاهزاده عبدالعزيز كه هدف آن ايجاد هماهنگي در خدمات مربوط به اينترنت در اين كشور بود به عنوان مركزي كه بالاترين سطح مديريتي را در زمينه خدمات و سالن اينترنت دارا است، به ثبت رسيد.3&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امارات متحده عربي نيز به منظور برآورده ساختن نيازهاي تجاري و تمايل به قرار گرفتن در رده نخست كشورهاي منطقه در خصوص ارائه پيشرفته‎ترين خدمات، در آگوست 1995، از طريق شركت ارتباطات راه دور، عرضة خدمات اطلاع‎رساني با اينترنت را براي مردم آغاز كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خصوص گسترش اينترنت، بزرگ‎ترين نگراني آسيب‎پذيري ارزش‎هاي ملي، مذهبي و فرهنگي در مقابل اين پديده الكترونيكي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وجود صحنه‎هاي مستهجن، دعوت به ديگر اديان، آموزش چگونگي اقدام به خودكشي، تأثيرات بالقوه بر نقش زنان در جامعه، آسيب زدن به هنجارهاي فرهنگي منطقه و تضعيف زبان عربي از مهم‎ترين اين نگراني‎ها است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گسترش اين فناوري و راه‎اندازي شبكه‎هاي ماهواره‎اي تلويزيوني كه مردمان اين منطقه را در معرض امواج اطلاعات مختلف قرار داده است، به هيمنة فرهنگي جهاني شدن تعبير مي‎شود.4&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشورهاي منطقه با توجه به وضعيت فرهنگي مبتني بر قوميت و عشيره، در صدد ايجاد تعامل سازنده‎اي با فرهنگ جديد جهاني شده هستند. فرهنگ جديدي كه سطح وفاداري‎هاي موجود را تغيير داده و اين فرصت را براي جوامع مختلف به وجود آورده است كه با رفع نقاط آسيب‎پذير فرهنگي خود، تعاملي سازنده با عصر جديد داشته باشند و اين مسئله را مورد توجه قرار دهند كه اگر به واسطه تحليل‎هاي غيرواقع‎بينانه بخواهند در مقابل امواج تغيير مقاومت كنند و حاضر به ايجاد ساز و كارهاي سازنده و متعامل نباشند، طي مدت كوتاهي به بحران‎هاي بزرگي مبتلا خواهند شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرهنگ و نقش انكارناپذير آن به عنصري اساسي در تحليل وضعيت جوامع تبديل شده است. در گذشته روابط بين‎الملل، دولت و ملت‎ها، قدرت نظامي و اقتصاد از عناصر اساسي در شناخت سيستم‎هاي حاكم جهاني به حساب مي‎آمدند اما امروزه اين جهت‎گيري به موازات ورود فرهنگ، قوميت و مذهب به صحنه، دچار تغيير اساسي شده است و جنبه‎هاي فرهنگي از موارد اصلي و تعيين‎كننده در تعاملات و روابط بين‎المللي محسوب مي‎شود. اين موضوع تا جايي پيش رفته كه موجب تغيير موضع دانشمندان واقع‎بين سنتي نظير هانتينگتون شده است.5&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشورهاي منطقة خليج‎فارس نيز در عرصه فرهنگي جهاني شدن با چالش‎هاي عمده‎اي برخورد مي‎كنند كه بارزترين تأثيرات آن را مي‎توان در كاهش سطح تعلقات قومي و تقويت مفهوم شهروندي، تعريف دوباره از جايگاه زن و افزايش تضاد ميان نخبگان فكري بيان كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشورهاي منطقه در برخورد با اين چالش‎ها، راهكارهاي متفاوتي اتخاذ كرده‎اند كه در نهايت، برآيند رفتاري آنها، فاصله گرفتن تدريجي از خصلت‎ها، سنن و عادات عشيره‎اي و حركت به سمت تركيب مناسب عناصر ارزشمند سنتي، فرهنگي و ارزش‎هاي جديد ميراث مشترك بشري است. در زير به بيان عمده‎ترين تأثيرات جهاني شدن فرهنگ در اين حوزه، مي‎پردازيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;1ـ كاهش سطح تعلّقات عشيره‎اي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهم‎ترين تأثير جهاني شدن فرهنگ، مواجه كردن هويت‎هاي نوعي يعني زباني، قومي و فرهنگي است. فرهنگ جهاني شده با استفاده از رسانه‎هاي جمعي به يكي از اصلي‎ترين ابزار در جهت افزايش آگاهي‎هاي عمومي و در نتيجه، تضعيف فرهنگ‎هاي محلي و ملي تبديل شده است. در منطقه خليج‎فارس، رسانه‎هاي جمعي نظير اينترنت و ماهواره، تابوها و مقدسات فرهنگ‎هاي سنتي را به راحتي زير پا مي‎گذارند. جوامع در حال انتقال خليج‎‎فارس، شاهد تغييرات اجتماعي هستند و مسئله هويت و شخصيت قومي، مذهبي، زباني و… و شكل‎گيري گروه‎بندي‎هاي مشخص اجتماعي، اقتصادي، عقيدتي و ايدئولوژيك از جمله عوامل ايجاد چالش و تنش در اين كشورها محسوب مي‎شود. با گسترش توسعه جوامع خليج‎فارس، پايگاه‎هاي سنتي به تدريج لرزان و سست مي‎شوند. در جوامع فعلي، مفهوم شهروند جديد با مفهوم سنتي آن يعني نوع قبيله‎اي و نژادي تفاوت دارد و برخورد ميان اين مفاهيم و مسئله دوگانگي بين شهر و قبيله از چالش‎هاي عمده اين كشورها به شمار مي‎رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقتصاد نفتي به ايجاد طبقه متوسط يا جديد در ساختار اجتماعي كشورهاي اين منطقه كمك كرده است. تغييرات ساختاري، بالا رفتن درصد جمعيت شهرنشين و نيز پيدايش طبقات بازرگانان، فرهنگيان، تحصيلكردگان و كارمندان از پيامدهاي چنين روندي است كه به كلي با قشرهاي دامدار، روستايي و ماهيگير قرون گذشته متفاوت است. طبقات جديد در كشورهاي عرب منطقه، اغلب عاري از پيوندهاي قبيله‎اي و فرقه‎اي بوده و فاقد احساس وفاداري مطلق به خاندان حكام هستند، هر چند كه از حقوق و مزاياي موجود استفاده مي‎كنند. بنابراين در ساختار اجتماعي و فرهنگي كشورهاي خليج‎فارس همگام با توسعه و رشد اقتصادي، تلاش‎هايي در جهت رشد صورت گرفته است. دانشگاه‎هاي كشورهاي اين حوزه، محل پرورش اعضا و كادرهاي حقوق‎بگير از دستگاه‎هاي عريض و طويل اداري حكومت‎ها است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عربستان سعودي اكنون هفت دانشگاه دارد. امارات متحده در سال 1981 دانشگاه جديد‎ «العين» را افتتاح كرد، عمان دانشگاه سلطان قابوس را دارد و در قطر يك دانشگاه ملي ساخته شده است. بحرين مؤسسه بزرگ تحصيلات عالي را دارد و كويت به دانشگاه به نسبت قديمي خود مي‎بالد. در كنار اين مراكز آموزش عالي، اميرنشين‎هاي جديد خليج‎فارس بيش از يك‎صد هزار دانشجوي مشغول به تحصيل در دانشگاه‎هاي غربي دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بالا رفتن نرخ شهرنشيني كمك مؤثري به تحكيم طبقه جديد است. طبق آخرين آمار تا سال 2000، نرخ شهرنشيني در كويت 4/97، در بحرين 8/91، در قطر 3/92، در امارات 5/85، در عربستان 1/85 و در عمان 2/82 بوده است و طبق پيش‎بيني، تا سال 2015 اين نرخ در كويت به 2/98، در بحرين به 95، در قطر به 2/94، در امارات به 8/88، در عربستان به 7/89 و در عمان به 8/92 خواهد رسيد.6&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين نرخ باسوادي تا سال 2000 در كويت 9/81، در بحرين 1/87، در قطر 8/80، در امارات 1/75، در عربستان 1/76 و در عمان 3/70 بوده است. اين در حالي است كه اين آمار در سال 1975 در عربستان 4/58، در كويت 8/83، در بحرين 2/79، در قطر 9/82، در امارات 4/65 و در عمان 6/19 بوده است.7&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا بر آنچه گفته شد، افزايش نرخ باسوادي و فارغ‎التحصيلان آموزش عالي، همزمان با افزايش جمعيت شهرنشين؛ طبقه متوسط حرفه‎اي، متخصص و در عين حال با روحيه تغييرجويي را به وجود آورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين تغييرات، بعضي از بخش‎هاي جوامع خليج‎فارس را قطب‎بندي كرده‎اند. به طور كلي از زماني كه نفت شهرها در خليج‎فارس ساخته شدند و مردم را از انزوا و خشونت صحرا دور كردند، ساختارهاي فرهنگي دهكده و قبيله دچار دگرگوني شد، همبستگي قومي و قبيله‎اي رو به زوال و از هم گسيختگي رفت و آزادي و بي‎قيدي زندگي در صحرا جاي خود را به مقررات و انضباط ناشي از زندگي در شهر داد. فناوري و الگوهاي فرهنگي جديد از مسائلي هستند كه تأثيرات مهم جهاني شدن را در حيات سنتي كشورهاي حوزه جنوبي خليج‎فارس مطرح مي‎كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از ديگر دلايل تغيير وضعيت فرهنگي و اجتماعي اين كشورها، قشر جوان آنها است. اين نسل با وجود آن كه آموزش‎هاي ديني را فرا گرفته، به سبب هجوم بي‎سابقه فناوري‎هاي جديد، تلويزيون، ماهواره و اينترنت و ازدياد مسافرت جهانگردي دچار تغيير ماهيت شده است. نسل جديد با دسترسي به وسايل ارتباطي نوين و كسب آخرين اطلاعات از ديد و آگاهي وسيع‎تر و متنوع‎تري برخوردار است و همين ويژگي‎ها موجب چالش و رويارويي اين نسل با نسل قديم مي‎شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسل جوان به خصوص در كشورهايي نظير عربستان سعودي، كه مقررات سخت مذهبي بر آن حكمفرما است با محدوديت‎هاي فرهنگي و ضوابط چهارچوب‎هاي اعمال شده به مخالفت و ايستادگي مي‎پردازد.8&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسل جديد در كشورهاي خليج‎فارس معيارهاي فرهنگي مشخصي ندارند، زيرا از يك سو با آميزه‎هاي سنتي و از سوي ديگر، با الگوسازي‎هاي غربي روبه‎رو هستند و در نتيجة دگرگوني وضعيت فرهنگي، استحكام شخصيت قبيله‎اي و اعتقادات و اعتماد به نفس اجداد خود را ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وضعيت چالش‎برانگيز جوامع فعلي اين كشورها، با افت وضعيت اقتصادي آنها در دهه 90 كه حاصل جنگ دوم خليج‎فارس و كاهش قيمت نفت بود، تشديد شده است. در بحرين، بسياري از جوانان به دليل پايين بودن ظرفيت استخدام دستگاه‎هاي دولتي به آموزش‎هاي فني ـ حرفه‎اي روي مي‎آورند و بسياري ديگر براي كسب درآمد به كارهاي سطح پاييني تن مي‎دهند.9&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتي نظام آموزش عربستان نيز كه بر انتقال ارزش‎هاي فرهنگي مورد نظر اسلام وهابي و سنت‎هاي قبيله‎اي تأكيد دارد قادر به جلوگيري از دوگانگي و گرايش‎هاي جديد فرهنگي جوانان نيست. يكي از استادان دانشگاه عربستان چنين مي‎گويد: «زبان‎هاي انگليسي و عربي در عربستان سعودي ارزش نمادين و قدرتمندي دارند كه مبين نوگرا، سنتي، غيرمذهبي، مذهبي، بيگانه و خودي است».10&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراين در حالي كه بيشتر دولت‎هاي منطقه محدوديت‎هاي شديدي براي حفظ نظام‎هاي سنتي خود اعمال مي‎كنند، آموزه‎هاي جديد بين‎المللي با ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي اين كشورها در تضاد كامل است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كانال‎هاي ماهواره‎اي از انواع مصري و امريكايي به ايجاد الگوهاي شخصيتي و در پيش گرفتن زندگي مادي‎گرايانه‎اي كه حاصل آن ناكامي و بي‎قراري ذهني است كمك مي‎كنند. اين سردرگمي بيشتر آنجا مشهود مي‎شود كه نسل جوان سعي دارد در زندگي خود؛ مزاياي آرامش و امنيت زندگي سنتي را حفظ كند و در همان زمان، براي استفاده از فرصت‎هاي جديد، شيوه متفاوتي در پيش گيرد، شيوه‎اي كه در تفاوت آشكاري با تعلقات و وفاداري‎هاي قومي و قبيله‎اي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;2ـ تعريف دوباره از جايگاه زن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جوامع قبيله‎اي كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‎فارس، زنان از ابتدايي‎ترين حقوق محروم بوده‎اند و مردسالاري به عنوان يك هنجار مورد قبول همگان قرار داشت. نخستين بار، جبهه رهايي‎بخش ظفار آزادي زنان را سرلوحه مشي خود قرار داد و در بيانيه‎اي مبني بر پيامدهاي انقلاب، تأكيد كرد كه يكي از وظايف انقلاب، آزادي زنان، آموزش عامه و مبارزه با قبيله‎گرايي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردهاليدي در كتاب «عربستان بي‎سلاطين»، در توصيف وضعيت زنان و رابطه آنها با مردان، معتقد است؛ زنان تحت حكومت چهار سلطان به سر مي‎برند. حاكم كشورها، سلاطين قبيله‎اي يا شيوخ، سلاطين مذهبي يا مفتي‎ها و سلاطين خانواده كه همان پدر، مادر و شوهر هستند.11&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به صراحت مي‎توان ادعا كرد كه زنان كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‎فارس تا قبل از دهه 1990، از حقوق اجتماعي شناخته شده، محروم بودند. حتي در دورة اخير نيز، با وجود آن كه هر شش كشور عضو شوراي همكاري خليج‎فارس داراي مجلس شورا شدند، فقط اميرنشين عمان با رعايت تمامي مراحل در سال 1997 به زنان حق رأي داد.12 اختلاف نظري كه در مورد اين مسئله در قطر و كويت وجود دارد، منعكس‎كننده وضعيتي است كه بر تمام كشورهاي منطقه حاكم است يعني جايي كه آداب و رسوم، سنت‎ها و عرف‎هاي مذهبي و اجتماعي متعددي وجود دارد. در حالي كه رويه اسلامي مجلس ملي كويت، هر گونه مشاركت سياسي زنان را خلاف شريعت اسلام مي‎داند، مخالفان مشاركت سياسي زنان در قطر؛ بيانيه‎اي به امضاي خود به رئيس مجلس شورا تسليم كردند كه در آن، حق رأي زنان خلاف قوانين اسلام شمرده مي‎شود.13 در واقع، اين مسئله به آداب و سنن اجتماعي يا مذهبي و يا احتياط كاري‎هاي محافظه‎كارانه محدود نمي‎شود، بلكه با بي‎ميلي بخش عمده‎اي از زنان براي مشاركت در زندگي سياسي نيز مرتبط است. در خصوص نحوه نگرش‎هاي موجود در اين كشورها بايد گفت كه موقعيت سياسي و اجتماعي زنان هر يك از اين كشورها با ديگري متفاوت است اما در عمل تا دهه 1990 هيچ يك از آنها از كوچك‎ترين حقوق سياسي برخوردار نبودند و علاوه بر آن فشارهاي اجتماعي زيادي را متحمل مي‎شدند كه بخشي از آنها به سنت‎هاي دست و پاگير قديمي و رسوم كهنه حاكم بر اين جوامع و برخي ديگر به دوران جاهليت عرب باز مي‎گشت. در عربستان، حضور بيگانگان غربي از جمله زنان ارتشي، اين جرئت را به زنان سعودي داد كه براي نخستين بار در خيابان‎هاي رياض رانندگي كنند.14&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رانندگي به عنوان نمادي براي اعتراض به حقوق از دست رفته نيمي از جمعيت كشور با واكنش منفي دولت روبه‎رو شد و در نتيجه عريضه‎هايي كه طي دهه 1990 به ملك فهد نوشته مي‎شد تفسيرهاي تنگ‎نظرانه از قوانين اسلامي را مورد انتقاد قرار داد. با اين حال، در مجلس مشورتي كه بر اساس تحولات اخير در عربستان شكل گرفته بود، وجود ريشه‎هاي قبيله‎اي و سنتي مانع ورود زنان به آن مي‎شد. علماي وهابي نيز به لحاظ ديني مانع اين قضيه شدند و در واقع جمهور فقهاي منطقه، تصدي چنين مقام‎هايي را از سوي زنان، ممنوع دانستند.15&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته تحولات اخير نشان‎دهنده انعطاف علما و دخالت دادن عناصري نظير مصلحت در اين خصوص بوده است. دكتر طنطاوي شيخ‎ الازهر كه در مارس 1998 در همايشي اعلام كرده بود هرگز براي زن جايز نيست رئيس‎جمهور شود، در سال 1999 همزمان با انتخابات اندونزي، چنين رياستي را جايز دانست.16&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مقايسه با ساير كشورهاي اين منطقه، كويت در زمينه آموزش دختران و زنان پيشروتر از كشورهاي ديگر بود. كويت نخستين كشوري بود كه براي دختران بورس تحصيلي فراهم كرد. خانواده‎هاي شهري كويت هيچ گونه تضادي ميان اسلام و پيشرفت اقتصادي و اجتماعي زنان مشاهده نمي‎كردند. در حال حاضر، بيش از 70 درصد دانشجويان كويت زن هستند.17&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 1990، در حالي كه تعداد نود و شش هزار مرد در مشاغل دولتي كويت كار مي‎كردند اين رقم در مورد زنان به چهل و هشت هزار نفر مي‎رسيد. زنان كويتي هم اكنون مشاغل مهمي دارند. در سال 1993 امير كويت يك زن را به رياست دانشگاه منصوب كرد و در حال حاضر، دكتر بدريه‎العوضي‎نز رياست سازمان منطقه‎اي حفاظت زيست دريايي را بر عهده دارد.18&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به طور كلي زنان از نقش سنتي خود در خانه، به نيروي كار مؤثري تبديل شده‎اند كه مي‎تواند تغييرات اقتصادي، اجتماعي مهمي در اين كشور ايجاد كند. دولت كويت نيز از نقش محوري زنان در جامعه آگاه است. دولت در حمايت از زنان كويت فراميني صادر كرد كه بر اساس آن از سال 2003 حق رأي پيدا كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موضوع افزايش حضور زنان در دانشگاه‎ها منحصر به كويت نيست. تمام كشورهاي منطقه به جز عربستان در جهت افزايش حضور زنان در آموزش عالي گام‎هاي بلندي برداشته‎اند. در قطر از سال 1999، زنان بيش از 70 درصد دانشجويان را تشكيل مي‎دهند و در بحرين اين نسبت به 60 يا 65 درصد مي‎رسد.19&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين امروز، نمونه‎هايي از جنبش‎هاي سازمان يافته زنان منطقه، در حال شكل‎گيري است. اين سازمان‎ها كه بيشتر در كويت و اميرنشين‎هاي امارات فعاليت دارند و گردانندگان آنها از زنان خاندان‎هاي حاكم هستند سعي در بيان مشكلات زنان و آماده ساختن بسترهاي لازم جهت احياي حقوق آنان دارند. نمونه‎اي از اين تلاش‎ها، اعطاي حق شركت در انتخابات و اخيراً امكان انتخاب شدن در آن است. در انتخابات شهرداري‎هاي قطر كه از زمان استقلال اين كشور در سال 1971 نخستين انتخابات عمومي به شمار مي‎رفت، شش زن نامزد عضويت در شوراي شهر بودند كه هيچ كدام انتخاب نشدند اما پذيرفته شدن آنان به عنوان كانديداتوري يك پيشرفت غيرقابل باور محسوب مي‎شد.20 يكي از دلايل اصلي توجه به مسائل زنان، فشار افكار عمومي در سطح جهاني و دولت‎هاي غربي در مناسبات با آنها بود كه انعطاف كشورهاي منطقه را در اين خصوص به دنبال داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنان اين كشورها كه مانند ساير جوامع، تحت تأثير انقلاب رسانه‎اي، هر روز شاهد گسترش شأن اجتماعي و سياسي زنان كشورهاي مختلف هستند، وضعيت موجود خود را يك وضعيت تأسف‎انگيز مي‎دانند و شايد به همين دليل است كه هر از گاه شاهد اتفاقاتي نظير رانندگي زنان در عربستان هستيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت‎هاي عربي منطقه در طول دهه گذشته، بر اثر پديده جهاني شدن در زمينه تعريف دوباره شأن و جايگاه زنان، قدم‎هاي مؤثري برداشتند كه مي‎تواند نويدبخش احياي حقوق معوقه و ضروري آنان باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;3ـ افزايش تضاد ميان نخبگان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كشورهاي حاشيه خليج‎فارس به طور مشخص سه دسته از نخبگان قابل شناسايي هستند. دسته اول نخبگان سنتي را شامل مي‎شود كه در واقع از خانواده‎هاي حاكم، شيوخ و رؤساي قبايل‎اند. دسته دوم، روشنفكران و تحصيل‎كردگاني كه متعلق به قشر و طبقه متوسط جامعه‎اند و دسته سوم علما و مفتيان مذهبي هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بررسي تاريخ جوامع اين كشورها، حاكي از اين نكته است كه اغلب، نخبگان دسته‎هاي اول و سوم در كنار هم قرار مي‌گرفتند و علي‎رغم برخي از اختلافات به نوعي تفاهم مي‎رسيدند، در اين شرايط جوامعي از استحكام بيشتري برخوردار بودند كه توانسته بودند تفاهم لازم را برقرار كنند. البته در اين تفاهم، همواره حكومت و اداره جامعه بر عهده نخبگان سنتي بود و علما و انديشمندان ديني تنها نقش كاتاليزور دسته اول را ايفا مي‎كردند. اين همراهي به حدي بود كه غالباً از دين و قبيله به عنوان نهادهاي اصلي و تأثيرگذار اين جوامع ياد مي‎شد، اما تحولات بين‎المللي و منطقه‎اي، شكل و قالب ديگري از روابط ميان نخبگان را ارائه داده است. شكل‎گيري طبقه متوسط كه عمدتاً تحصيل كرده و داراي ايده‎هاي روشنفكري هستند در كنار امواج سهمگين جهاني شدن فرهنگ، موازنه ميزان نفوذ را تغيير داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروزه نخبگان سنتي خود را مقابل دو قشر كاملاً متفاوت مي‎بينند. گروهي كه با تأثيرپذيري از فرهنگ غربي خواستار تشكيل نهادهاي مدني و جوامع صنعتي، تأسيس سنديكاهاي حرفه‎اي، مشاركت بيشتر مردم در صحنه و كاهش نقش مذهب و علايق سنتي در شكل‎دهي به جامعه‎اند و گروه اصول‎گرايي كه متأثر از آميزه‎هاي مذهبي، در مقابل عملكرد غيرديني و حركت اين جوامع به سوي دين‎زدايي مقاومت مي‎كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شكل‎گيري جريان بنيادگرا در ميان نخبگان مذهبي موجب افتراق آنها شده است. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و حضور كشورهاي غربي در منطقه، دو عامل قوي در ايجاد اين جدايي بوده است.21&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تأثير جهاني شدن نيز در افزايش تنش ميان نخبگان اين جوامع، آشكار است. يكي از كاركردهاي جهاني شدن فرهنگ، تضعيف فرهنگ‎هاي محلي و حتي ملي از طريق رسانه‎هاي جهاني است. اين رسانه‎ها تابوها و مقدسات فرهنگ‎هاي سنتي را به راحتي زير پا مي‎گذارند و موجبات نگراني افراد علاقه‎مند به فرهنگ و سنت بومي را فراهم مي‎آورند. افزايش شكاف‎هاي موجود در ميان نخبگان روشنفكر و متجدد كشورهاي عربي با حكومت‎هاي منطقه، با اين عامل تعريف مي‎شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تشديد اين امر از طريق جهاني شدن فرهنگ، موجب بحران هويت فردي در ميان اين جوامع شده است. فردي كه بدون برخورداري از تكيه‎گاه امن هويتي شاهد تضعيف روزافزون دولت در برابر جريانات فراملي است، دچار نوعي ناامني شناختي مي‎شود و تكيه‎گاه‎هاي عقيدتي ـ رواني خود را در حال فروپاشي مي‎بيند. هر چه اين تصور بيشتر تقويت شده و تكوين مي‎يابد زمينه براي مقاومت‎هاي شديدتر فراهم و آماده‎تر مي‎شود، بنيادگران مذهبي حتي جان خود را نيز در اين راه مي‎دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وضعيت پر تنش ميان نخبگان فكري كشورهاي عربي منطقه وضعيت فرهنگي ناپايداري را در اين كشورها موجب شده و آثار مضري بر حيات فرهنگي آنان به جا گذاشته است. حتي نخبگان آزادانديشي كه از حركت‎هاي نوگراي كشورهايشان جانبداري مي‎كنند در مورد تضادهاي موجود در جامعه خود هشدار مي‎دهند.23&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم اينك جوامع عربي حاشية جنوبي خليج‎فارس به لحاظ فرهنگي نيز در حال گذار هستند و با توجه به تغييرات ايجاد شده در حال دور شدن تدريجي از وابستگي‎هاي قومي، قبيله‎اي و قيود و تعصبات ناشي از آن و حركت به سمت مفاهيم جديد فرهنگي يا تركيبي از مفاهيم ارزشمند فرهنگ سنتي و ارزش‎هاي پذيرفته شدة جهاني هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;پي‎نوشت‎ها:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1ـ تشانج‎هونج، «تطورالثقافه‎العربيه‎الاسلاميه في ظل‎العولمه»، شئون عربيه، 110 (صيف 2001) ص 59.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2ـ خبرنامه انفورماتيك، شماره 71 (آبان 1380)، ص 106 به نقل از:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The Internet Gain Acceptence in the Persian Gulf.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3ـ اطلاعات و آمار ارائه شده در خصوص اينترنت از همان منبع قبلي نقل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4ـ تشانج‎هونج، پيشين، ص 99.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5_ Samuel Huntington, »the clash of civilizations«, Foreign Affairs, vol, 72.No3. (summer 1993), p.42.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6ـ محمدعلي امامي، عوامل تأثيرگذار در خليج‎فارس (تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين‎المللي، 1380)، ص 252.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7ـ عليرضا خاني، «دموگرافي خليج‎فارس»، اطلاعات سياسي و اقتصادي، سال هفتم، شماره 174-173 (خرداد و تير 1381)، ص 743.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8ـ محمدعلي امامي، پيشين، ص 255.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9ـ كيهان برزگر، «عوامل تأثيرگذار بر سياست‎هاي جديد بحرين»، فصلنامه سياست خارجي، سال پانزدهم، شماره 30 (پاييز 1380)، ص 743.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10- Willam A. Rugh, »Education in Saudi Arabia: Choices and Constrints, Middle East Policy, volume LX, N.2(joune 2002) p.72.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11ـ فردهاليدي، عربستان بي‎سلاطين، ترجمه بهرام افراسيابي (تهران: چاپ سپهر، 1360) ص 60.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12ـ محمدعلي امامي، پيشين، ص 196.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13ـ همان، ص 197.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14ـ جهانگير معيني‎علمداري، خليج‎فارس و نشانه‎هاي تغيير در سياست‎ها، فصلنامه مطالعات خاورميانه، سال هفتم، شماره 22 (تابستان 1379)، ص 72.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15ـ محمدعلي امامي، «سنت، نوگرايي و مشروعيت در كشورهاي عرب خليج‎فارس»، فصلنامه سياست خارجي، سال چهاردهم، شماره 3 (پاييز 1379)، ص 736.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;16ـ پرويز امام‎زاده‎فرد، «پديده جهاني شدن و آثار آن در حيات سياسي، اجتماعي منطقه خاورميانه»، فصلنامه سياست خارجي، سال چهارم، شماره 2 (تابستان 1379) ص 582.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;17- Deborah Wheele, New Media, Globalization and Kuwait Nation Identity.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;18- Ibid, p.12.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;19- Mohammad Shaban, »The political Contirbution of Woman in the Light of Gulf«&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; Gulf Report, No.92 (June 1999)p.15.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;20- Andrew Rathell and Kirsten Schulze, »Political Reform in the Gulf: the Case of a Qatar«, Middle East Studies, vol.36, No.A(october 2000), p.8.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;21ـ علي‎اصغر حقدار، بنيادگرايي در عصر جهاني شدن مدرنيته، فصلنامه علوم سياسي، سال سوم، شماره 9 (بهار 1379)، ص 121.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22ـ همان، ص 125.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;23ـ رحمن‎ قهرمان‎پور، «جهاني شدن و مسئله هويت در خاورميانه»، فصلنامه سياست خارجي، سال شانزدهم، شماره 2(تابستان 1381)، ص 331.&lt;br /&gt;</description>
    </item>
</rdf:RDF>
